با حضور امام جمعه محترم حاج آقا فصیح‌ نیا، فرماندار و مسولین شهرستان شاهین دژ از فعالان عرصه کتابخوانی این شهرستان تجلیل بعمل آمد


کد خبر : 10655
photo5789517474813815498.jpg (960×687)
مورخ ۲۳ آبان ماه ۹۶ با حضور امام جمعه محترم شاهین دژ حضرت حجت الاسلام و‌ المسلمین فصیح‌ نیا، فرماندار و مسولین شهرستان شاهین دژ از فعالان عرصه کتابخوانی این شهرستان تجلیل بعمل آمد.

زلال وحی

«ن وَالْقَلَمِ وَمَا یسْطُرُونَ؛ سوگند به قلم و آنچه می­نویسد».[۱]

«مَثَلُ الَّذِینَ حُمِّلُوا التَّوْرَاتَهَ ثُمَّ لَمْ یحْمِلُوهَا کَمَثَلِ الْحِمَارِ یحْمِلُ أَسْفَارًا؛ وصف حال آنان که تحمل (علم) تورات را کرده و خلاف آن عمل نمودند، در مثل به حماری ماند که بار کتاب­ها بر پشت کشد (و از آن هیچ تعهد و بهره نبرد)». [۲]

«عَلَّمَ بِالْقَلَمْ، عَلَّمَ الإنسَانَ مَا لَمْ یعْلَمْ؛ به قلم تعلیم داد، به انسان چیزی را تعلیم داد که از آن آگاهی نداشت».[۳]

یک جرعه آفتاب

پیامبر اکرم(ص)

«مَنْ ماتَ و میراثُهُ الدَّفاتِرُ و المَحابِرُ وَجَبَتْ لَهُ الْجَنَّهَ؛ هر که بمیرد و میراث او دفترها و دوات باشد، به بهشت می­رود».[۴]

«اَلْمُؤْمِنُ اِذا ماتَ وَ تَرَکَ وَرَقَهَ واحِدَهً عَلَیْها عِلْمٌ تکُونُ تلکَ الوَرَقَهُ یَوْمَ القیامَهَ سَتْراً فیما بَیْنَهُ وَ بَیْنْ النّار؛ گاه مومنی از جهان درگذرد و تنها یک برگ کاغذ از خود به میراث بگذارد که دانشی بر آن نوشته باشد، همان یک برگ پرده­ای میان او و آتش دوزخ خواهد افکند».[۵]

«اِذا کانَ یَوْمَ القیامَهِ وُزِّنَ مِدادُ العُلَماءِ بِدِماءِ الشهَداءِ فَیُرَجَّحُ مِدادُ العُلماءِ عَلی دِماءِ الشُهَداءِ؛ آن هنگام که قیامت شود، قلم عالمان با خون شهیدان سنجیده گردد و قلم دانشمندان بر خون شهیدان برتری یابد».[۶]

«قَیِّدُوا الْعِلْمِ بِالْکِتابَه؛ با نوشتن کتاب از علم و دانش نگهداری کنید».[۷]

حضرت علی(ع)

«الْکتُبَ بساتینُ العلماءِ؛ کتاب­ها بوستان­های دانشمندان است».[۸]

«نِعْمَ الْمُحَدِّثُ الکِتابُ؛کتاب چه گوینده خوبی است».[۹]

«مَنْ تَسلّی بالکُتُبِ لَمْ تَفُتْهُ سَلْوَه؛ کسی که با کتاب­ها خود را آرامش دهد، هیچ آرامشی را از دست ندهد».[۱۰]

«اِذا کَتَبْتَ کتاباً فَأَعِدْ فیهِ النَّظَرَ قَبْلَ خَتْمِهِ، فَاِنَّما تختِمُ عَلی عَقْلِک؛ هرگاه چیزی نوشتی، پیش از آن که مهرش کنی، آن را بازنگری کن؛ زیرا که در حقیقت بر خِرَد خویش مهر می­زنی».[۱۱]

«اَلْکِتابُ ترجُمانُ النیَّه؛ کتاب ترجمان اندیشه است».[۱۲]

امام جعفر صادق(ع)

«اِحْتَفِظوا بِکُتُبِکُم فَاِنَّکم سَوْفَ تَحْتاجُونَ الیها؛ کتاب­هایتان را نگه دارید که در آینده به آنها نیاز خواهید داشت».[۱۳]

«اُکْتُبْ وَ بُثَّ عِلمَکَ فِی اِخْوانِکَ، فَاِنْ بَثَّ فَاوُرِثَ کُتُبَکَ بینِک فَاِنَّهُ یَاْتِی عَلَی النّاسِ زَمانٌ هَرَجَ ما یأنسونَ اِلّا بِکُتُبِهِم؛ دانشت را، بنویس و در میان برادران (و هم فکرانت) انتشار ده، اگر بمیری، فرزندانت نوشته­هایت را به ارث برند؛ چون زمانی برای آدمیان پیش آید که دوران هرج و مرج (و فتنه و ناامنی است و درچنین روزگار) جز به کتاب­های خود انس پیدا نکنند».[۱۴]

ـ «اَللَّهُمَ اَخْرِجْنِی مِن ظُلماتِ الوَّهْمْ وَ أَکْرِمْنی، بِنُورِ الفَهْمْ اَللَّهُمَ افْتَحْ عَلَینا اَبوابَ رَحْمَتِکْ وَ انْشُرْ عَلَیْنا خَزائِنَ عُلُومِکْ بِرَحْمَتِکَ ی اَرْحَمَ اَلرّاحِمینْ؛ خدایا مرا از تاریکی­های وهم و گمان بیرون آر و به نور آگاهی و فهم گرامی دار. خدایا، درهای رحمتت را به روی ما بگشا و گنجینه­های دانش­هایت را بر ما بگستران».[۱۵]

چراغ راه

مقام معظم رهبری

«جوانان، پیران، مردان، زنان، شهری­ها، روستایی­ها و هر کسی که با کتاب می­تواند ارتباط برقرار کند، باید کتاب را در جیبش داشته باشد و تا یک جایی بی کار نشست ـ مثل اتوبوس، تاکسی، مطب پزشک، اداره، در دکان وقتی که مشتری نیست، در خانه به هنگام اوقات فراغت ـ کتاب دربیاورد و بخواند».[۱۶]

«کتاب خوانی چیزی است که برای یک ملت فریضه و لازم است، آن مردمی که اهل کتاب خواندن باشند، از لحاظ معلومات و ذکاوت و هشیار، با مردمی که با کتاب و مطبوعات انس نداشته باشند، تفاوت می­کنند».[۱۷]

«جای کتاب را هیچ چیزی پر نمی­کند. کتاب را باید ترویج کرد … مردم باید به کتاب­خوانی عادت کنند و کتاب وارد زندگی بشود».[۱۸]

اشاره

انگیزه­های کتاب­خوانی

سهیلا بهشتی

روی آوردن به کتاب­خوانی و استفاده از آموخته­های دیگران، مانند هر کار دیگری نیاز به انگیزه و شوق درونی فرد دارد. این کار به طور ناگهانی و فوری ایجاد نمی­شود؛ بلکه کاری است که نیاز به مداومت و صبر و حوصله و تمرکز و دقت دارد. تا احساس نیاز نباشد، انعکاس و پاسخی صورت نخواهد گرفت.

بزرگ­ترین عامل ایجاد علاقه به کتاب و کتاب­خوانی، در دسترس بودن کتاب برای خواننده است. برای کسی که پیوسته به کتاب­های خوب دسترسی داشته باشد، همواره این فرصت فراهم است که به یکی از بزرگ­ترین گذرگاه­های فکری و تفریحی راه پیدا کند.

آشنایی و انس فرد با کتاب و کتاب­خوانی، از خانواده آغاز می­شود. خانواده می تواند اثری عمیق بر عادت­های فرد و فرهنگ­سازی مطالعه داشته باشد. باسواد بودن والدین، موقعیت شغلی و اجتماعی خانواده، مسائل اقتصادی، نوع گرایش­های والدین، مسائل روانی خانواده، کیفیت برنامه­ریزی مطالعه، میزان دسترس به کتاب و کتاب خانه در منزل از جمله عوامل ایجاد انگیزه کتاب­خوانی در فرد است. نهاد دیگر تأثیرگذار بر ترویج فرهنگ کتاب­خوانی، مدرسه است. نقش مدرسه، وجود کتاب­خانه­های مناسب، کتابداران آشنا به روش­ها و فنون مطالعه، سوق دادن دانش­آموزان به فعالیت­های گروهی کتاب­خانه­ای و مطالعه و تحقیق، و معرفی تازه­های کتاب می­تواند در گرایش به مطالعه مؤثر باشد.[۱۹]

همچنین اجتماع و رسانه­های گروهی در ترویج فرهنگ کتاب­خوانی نقش مهمی ایفا می­کنند. این وسایل که شامل روزنامه، مجله، کتاب و همچنین رادیو و تلویزیون و سینما می­شوند، بر یکدیگر تأثیر متقابل دارند و جذابیت تلویزیون و قابل حمل بودن رادیو و جنبه اجتماعی داشتن سینما از عوامل مهمی هستند که باعث جلب نظر افراد می­شوند و در الگوی مطالعه آنها تأثیر می­گذارند.

آیین کتاب­خوانی

برای استمرار و دوام کتاب­خوانی به عنوان یک ارزش، نخست باید فرهنگ آن را آموخت. این کار نیز مستلزم رعایت آداب و اصولی است که اگر رعایت شود، به نتیجه مطلوب خواهد رسید. اولین موضوع مهم در کتاب­خوانی، داشتن هدف­های روشن و مشخص و برنامه از پیش تعیین شده است. منظور از داشتن برنامه این است که بدانیم کدام کتاب پایه و اصلی را اول بخوانیم و کدام کتاب فرعی را بعد مطالعه کنیم.

یکی دیگر از آیین های خواندن کتاب، مطالعه منظم، مستمر و پی گیر است؛ یعنی هر روز وقت معینی را به این کار اختصاص دهیم. از نکات مهم دیگر، یادداشتبرداری است که باعث تمرکز حواس و یادگیری و اثربخشی بیشتر می­شود. برای این منظور باید محیط اطراف، کاملاً آرام و بدون سروصدا باشد که مطالعه در یک محل خاص، به ایجاد آمادگی ذهنی کمک می­کند.

نکته درخور توجه دیگر این است که ابتدا پیش­گفتار، مقدمه و فهرست کتاب موردنظر را مطالعه کنیم که می­تواند شناختی همه­جانبه و برداشتی کلی نسبت به کل کتاب را به ما بدهد. مطالعه و تفکر، لازم و ملزوم یکدیگر هستند. مطالعه، وسیله یادگیری معرفت و تفکر، عامل ملکه ساختن آن در ذهن است و مطالعه اگر همراه با تفکر نباشد ثمری ندارد. به قول نظامی گنجوی

می کوش به هر ورق که خوانی

تا معنی آن تمام دانی

بنابراین بهتر است دقایقی به طرح سؤال­های گوناگون و اندیشیدن درباره موضوع مورد مطالعه اختصاص دهیم و سپس سعی کنیم جواب آن را از کتاب پیدا کنیم. خط کشیدن زیر مطالب مهم، و بازگو کردن مطالب مطالعه شده برای دیگران است که به بهتر در حافظه ماندن کمک می­کند. همچنین برای انتخاب یک کتاب می­توان از راهنمایی و کمک افراد متعهد و کتاب­شناس بهره برد.[۲۰]

علل کتاب­گریزی

بنابر آمارهای مربوط به کتاب­خوانی در کشور ما متأسفانه هر فرد در سال فقط چند دقیقه مطالعه می­کند. به عبارت دیگر، کتاب­خوانیریشه در فرهنگ ما ندارد. حتی بسیاری از مطالعه­کنندگان نیمه­حرفه­ای ما، خواندن کتاب را پس از همه کارها شروع می­کنند.

یکی از عوامل کتاب­گریزی، احساس نیاز نکردن به مطالعه است. تا کشش و احساس نیاز نسبت به موضوعی وجود نداشته باشد، اقدام در به وجود آوردن عادت مطالعه اثربخش نخواهد بود. شاید القای خودشیفتگی و خودبسندگی در فرد موجب از بین رفتن حس کنجکاوی او می­شود و در نتیجه عادت به مطالعه شکل نمی­گیرد. بنابراین نیاز به کتاب، حسی است که باید در فرد درونی شود. یکی دیگر از عواملکتاب­گریزی در جامعه ما، متکی بودن بر فرهنگ شفاهی بیش از فرهنگ کتبی است. به ویژه با ورود رسانه­های دیداری و شنیداری که باعث کاهش ارزش مطالعه و مانع ورود کتاب به خلوت افراد جامعه شد.

عامل دیگر، ضعف نظام آموزشی است. نظام آموزشی در نهادینه کردن فرهنگ آموزشی و کتاب خوانی نقش کلیدی و سرنوشت­ساز دارد. بی­توجهی به محیط و وضعیت کتاب خانه­ها، باعث پایین آمدن سطح مطالعه در بین جوانان و نوجوانان می شود.[۲۱]

کیفیت نازل برخی از کتاب­ها و جراید، کمیِ تعداد نسخ مطبوعات و کتاب­ها، محرومیت بیشتر روستاییان از دسترسی به کتاب، وجود نابسامانی در شبکه توزیع کتاب و جراید، کمبود کتاب­خانه­های عمومی، شرایط نامساعد بعضی از کتاب­خانه­های عمومی، نبود کتابداران متخصص در کتاب­خانه­ها، استقرار کتاب­خانه­ها در مکان­های نامناسب و موقعیت جغرافیایی آنها، کمبود کتاب و کتاب­خانه­های ویژه کودکان و نوجوانان و نبود نمایشگاه­های دایمی کتاب در سطح کشور، از عوامل مهم گسترش نیافتن فرهنگ مطالعه و کتاب­خوانی در جامعه محسوب می­شود.[۲۲]

گفتار مجری

کتاب بخوانیم

انسان از دو بُعد جسمی و اندیشه­ای ساخته شده است. آشکارترین تفاوت انسان با دیگر موجودات، همان وجه فکری و اندیشه­ای اوست. همان­گونه که جسم انسان برای ادامه حیات و سلامتی خود به غذای سالم و مفید نیاز دارد، اندیشه او نیز برای ساختن خود و جامعه و روان خود، احتیاج به غذای معنوی سالم دارد. یکی از مصادیق تغذیه فکری، کتاب خوب و مفید است. مطالعه کتاب­های خوب می­تواند در شخصیت ما تحول مثبت ایجاد کند. کتاب خوب چون دوست خوب است که عقل را می­افزاید، ذهن را فعال می­کند، تجربه را زیاد می­کند و پند و عبرت می­دهد.

امروزه، توسعه فرهنگی جوامع و پیشرفت آن بسته به کتاب و کتاب­خوانی است؛ زیرا دانستن، موجب توانستن و مقدمه آن است. این توجیه به هیچ وجه پذیرفته نیست که برخی می­گویند برای مطالعه و خواندن فرصت نداریم یا قیمت کتاب گران است. باید همه با هم نهضت کتاب­خوانی را برای ارتقا و افزایش دانایی و پیشرفت اجتماعی به یک فرهنگ تبدیل کنیم؛ فرهنگی که زیربنای کارهای دیگر ماست.

نقش کتاب در زندگی

هیچ ملتی در جهان به ترقی و تمدن واقعی نرسیده است؛ مگر آن که در راه ترویج فرهنگ و دانش کوشیده است و حصول این مقصود، فقط از راه مطالعه کتب و آثار متفکران بزرگ و بهره گرفتن از آنها ممکن شده است. اهمیت کتاب، کتاب خانه و کتاب­خوانی تا جایی است که امروزه یکی از لوازم اولیه و ضروری زندگانی است و هیچ کس بی­ مطالعه و استفاده از کتاب نمی­تواند زندگی کند و در حقیقت انسان تربیت شده و معاشرتی و جامع به حساب نمی­آید.[۲۳]

یکی از افتخارات ویژه اسلام در بین ادیان آسمانی این است که خداوند به قلم و آنچه می­نویسند سوگند خورده است و این اشاره به ارزش والای آن در اسلام و تفکر دینی مسلمانان دارد. در تاریخ تمدن اسلامی نیز پیشرفت مسلمانان با ظاهر شدن دانشمندان بزرگ، آثار و کتاب­های بزرگ علمی و ترجمه کتاب­ها و تأسیس کتاب خانه­های بزرگ در شهرهای اسلامی مانند بیت­الحکمه در بغداد و دارالعلم در قاهره و … بوده است.

امروزه، کتاب و کتاب­خوانی در فرآیند توسعه فرهنگی و اجتماعی جوامع، دارای نقش مؤثری است که بدون در نظر گرفتن آن، امکان دست یابی به توسعه و پیشرفت مطلوب وجود ندارد. افزون بر این، کتاب و کتاب­خوانی در سلامت روانی و اخلاقی فرد و جامعه و تعلیم و تربیت مؤثر است.

هدف مطالعه

به کوشش: محمدکاظم بدرالدین

نحوه برخورد با کتاب­ها به تناسب عمق و محتوا و موضوعش فرق می­کند. برخی از نویسندگان، کتاب­ها را به سه نوع تقسیم کرده­اند: ۱) چشیدنی ۲) بلعیدنی ۳) هضم­کردنی. کتاب­های چشیدنی را باید نگاهی اجمالی و گذرا کرد و در همین حد فهمید که چیست و درباره چیست؟ کتاب­های بلعیدنی نکات مفید دارد و باید خوانده شود ولی چندان نیازی به تعقل و تأمل ندارد و به صرفِ خواندن سریع هم مقصود حاصل می­شود مانند کتاب­های تاریخی، قصّه، رمان، فکاهیات و مجلات و روزنامه­ها. کتاب­های هضم­کردنی، نیاز به دقت و تأمل دارد تا مطالبش فهمیده شود و به خاطر سپرده شود مانند کتاب­های علمی و تحقیقی و فنّی.[۲۴]

کتاب یا دوست خاموش:

۱٫ دوست اگر بی­فایده باشد، از دوستی چه فایده؟ کتابی هم که تنها دکور خانه و زینت طاقچه باشد، به آن دوست می­ماند.

۲٫ در دوست، مهم فکر و اخلاق اوست نه لباس و ظاهرش. کتاب خوب هم بستگی به محتوا و مطلب آن دارد، نه جلد و نوع کاغذ.

۳٫ انسان ِ بی­مطالعه، مانند فرد بدون دوست است.

۴٫ انسان ِ دوست از دست داده مثل مطالعه بدون یادداشت است.

۵٫ شناخت دوست از دشمن لازم است. تشخیص کتاب­های خوب و بد و مفید و مضرّ نیز ضروری است.

۶٫ دوست مفید، کوچک و بزرگ ندارد. کتاب آموزنده نیز جیبی و وزیری و قطع کوچک و بزرگ ندارد.[۲۵]

سطح کتاب:

سطح­بندی کتاب­ها، گاهی با ملاحظه تفاوتِ سنّیِ مخاطبین انجام می­گیرد. اکنون برخی از مؤسسات نشر، کتاب­هایشان را چنین تفکیک و تقسیم می­کنند:

گروه سنی «الف»: (زیر دبستان و سال­های اولیه دبستان)

گروه سنی «ب»: (دبستان)

گروه سنی «ج»: (مقطع راهنمایی)

گروه سنی «د»: (مقطع دبیرستان)

گروه سنی «هـ »: (دانشگاه)

اندازه­های­ کتاب:

خشتی، جیبی، پالتویی، رقعی، وزیری، رحلی، روزنامه­ای.

اجزای کتاب:

جلد، روکش، عطف، شیرازه، بدنه کتاب، و … .[۲۶]

هفته کتاب و کتاب خوانی

چشم­هایتان ضعیف نشود!

جای خسته نباشید دارد به جماعت ایرانیِ کتاب­خوان! اصلاً باید راسته کتاب فروشی های خیابان انقلابِ تهران بروند دنبال مسافرکشی. طبق این آمار، هر ایرانی هر ۴ سال یک بار کتابی ورق می­زند (آن هم تازه شاید عکس­هایش را ببیند!)

براساس یافته­های یک پژوهش که بعد از نمایشگاه کتاب تهران صورت گرفته است، در کشور ما هر نفر در هر ۱۸۹۲ روز یک کتاب می خواند. با آنکه بسیاری از روان شناسان از «کتاب­درمانی» برای ایجاد نگرش و انگیزه در میان نوجوانان و تقویت احساس اعتماد به نفس و خود ارزشمندی بهره می­گیرند، براساس آمار موجود سرانه مطالعه در ایران فقط چند دقیقه است! و بیشترین اوقات دانش­آموزان و دانشجویان و بسیاری از مردم به کارهایی غیر از مطالعه می­گذرد.[۲۷] (واقعاً جای خسته نباشید دارد!)

نکته­ها

ـ «قدیمی­ترین متن موجود، به زبان سومری است که با حروف تصویری نوشته شده».

ـ کهن­ترین متن چاپی، یک طومار کره­ای است که به زبان کره­ای سوترا نامیده می شده که از طریق مکعب­های چوبی با حروف منقوش شده روی آنها به طبع رسیده و قدمت آن به حدود سال ۷۰۴ میلادی برآورد گردید.

ـ اولین کتابی که با وسایل مکانیکی چاپ شد، انجیل به نام انجیل گوتنبرگ است که هر صفحه آن مشتمل بر ۴۲ سطر بود.

ـ قدیمی­ترین کتاب خطی که تا به امروز سالم باقی مانده، مزامیر داود به زبان قبطی متعلق به ۱۶۰۰ سال پیش است.

ـ مفصل­ترین مجموعه چاپی در جهان، مجموعه ۱۱۱۲ جلدی اسناد پارلمانی انگلیس است که آن را انتشارات دانشگاه ایرلند به چاپ رسانده این مجموعه ۲/۳ تن وزن دارد و ارزش آن ۵۰۰۰۰ پوند است.

ـ کتاب­خانه کنگره در شهر واشینگتن امریکا که در سال ۱۸۰۰ تأسیس گردید با ۸۰ میلیون جلد کتاب و جزوه و غیره، بزرگ­ترین کتاب خانه جهان است. سطح زیربنای آن ۱۴/۲۶ هکتار و طول قفسه­های آن، ۸۵۶ کیلومتر است.

ـ بزرگ­ترین کتاب فروشی بارنز ایذنوبل واقع در نیویورک با ۳۳۰/۱۴ متر مربع سطح زیربنا و ۷۱/۲۰ کیلومتر طول قفسه­ها وسیع­ترین کتاب­فروشی در جهان است».

زلال قلم

هم­صحبت

ای یار مهربانم! تو، بالی هستی برای پرواز بر فراز آسمان اندیشه­ها. پرواز با تو، پیوستن جاری وجود است به بیکرانه معرفت.

تو فرشته­سان مرا از مرزهای سکوت و نادانی می­رهانی و به دریای دانش و ساحل سعادت می­رسانی تا نظاره­گر اسرار بزرگ هستی باشم. ای هم­صحبت تنهایی­ام! وقتی لب می­گشایی، هزاران غنچه پاسخ بر دفتر ذهنم شکوفا می­شود و سایه­های پرسش از وجودم رخت برمی­بندد. با تو می­توان زندگی را شناخت. با تو می­توان خود را شناخت. با تو می­توان خدا را شناخت.

تبسمی بر لب، خنده­ای یا آهی شوقناک، بازتاب چیزی است که در دستت داری. ناگهان جمله­ای به سرعت برق، از جلو چشمانت می­گذرد. دوباره برمی­گردی و آن را می­خوانی. چقدر به دلت می­نشیند! دوست داری درباره­اش بیشتر فکر کنی، بیشتر بدانی و بیشتر بخوانی. همه اوقاتت فکرت با او درگیر است؛ از این درگیری ذهنی لذت می­بری؛ لذت کشف، لذت خوشایند پیروزی، لذت باز کردن درهای بسته، لذت مطالعه و دانستن.

شعر

انیس تنهایی

ز دانایان بود این نکته مشهور

که دانش در کتب، داناست در گور

انیس گنج تنهایی کتاب است

فروغ صبح دانایی کتاب است

درونش همچو غنچه از ورق پر

به قیمت هر ورق زان یک طبق دُر

همه مشکین غزالان توی بر توی

ز بس رقت نهاده روی بر روی

ز یک رنگی همه یک روی و هم پشت

گر ایشان را زند کس بر لب انگشت

به تقریر لطائف لب گشایند

هزاران گوهر معنی نمایند

گهی اسرار قرآن باز گویند

گه از قول پیمبر راز گویند

گهی از رفتگان، تاریخ خوانند

گه از آینده اخبارت رسانند

گهی ریزندت از دریای اشعار

به جَیب عقل گوهرهای اسرار

به هر یک زین مقاصد چون نهی گوش

مکن از مقصد اصلی فراموش

(جامی)

زین سپهر فضل ای دل کی توانی ره بری

گر یکی با چشم دانش سوی هستی ننگری

آدم خاکی ز یک پروازِ دانش برد راه

از نشیب خاک بر اوج سپهر چنبری

دفتر ایام بگشا کز چنین فرخ کتاب

بازخوانی راز گردونی بدین پهناوری

صفحه­ای از مصحف اسرار بگشاید تو را

با سر انگشت زمانه هر سحر ز افسونگری

این کواکب چیست دانی نقطه­هایی تابناک

از کتاب آفرینش گر که نیکو بنگری

از ورق گردانی شام و سحر خوانی همه

آنچه خواندستی به گینی از ثریا تا ثری

چیست می­دانی سرابستان دلجوی کتاب

گلشن پر گل سپهری پر مه و پر مشتری

شوق دانش ذوق معنی از کتابست وز کتاب

هر که رانی شایدش هرگز به مردم نشمری

خوش­تر از هر روز امروز است چون روز کتاب

خود مبارک­تر ز هر روزیست از نیک اختری

(مهرداد اوستا)

کوتاه و گویا

کتاب، عمر دوباره است.

برگ­های کتاب، بال­هایی هستند که روح ما را به دنیای نور و روشنایی پرواز می دهند.

کتاب، بزرگ­ترین دوست انسان است.

کتاب، معلمی است که بدون تازیانه، انسان را تربیت می­کند.

کتاب، بهترین و ساده­ترین وسیله تبادل نظر و اساسی­ترین وسیله ارتباط بین نسل­هاست.

فضل و معرفت انسان، بسته به میزان عشق او به کتاب و کتاب­خوانی است.

کتاب، میراثی ماندگار، پدیده­ای باشکوه و باارزش و عنصری رشدآفرین و روشنگر در پهنه زندگی بشر است.

کتاب­خوانی، همچون فکر کردن و نوشتن، خود هنر است.

پرورش مغز و روح به خواندن کتاب نیاز دارد.

جامعه وقتی به فرزانگی و سعادت دست می­یابد که مطالعه، کار روزانه­اش باشد.

کتاب، خاموش­ترین آوازی است که در خانه­های ما می­پیچد.

شکرستان

تا که شد بخت بلندم سوی ثروت رهنمایم

کم­کم اندر زمره­ نوکیسه­ها دادند جایم

پیش خود گفتم: کنم تقلید از کار بزرگان

چون که من هم باید اندر زمره­ آنان درآیم

هر یک از اشراف در منزل کتابی چند دارد

زین جهت من نیز گرد آرم کتاب اندر سرایم

این کتاب و آن کتاب از بهر من فرقی ندارد

چون نخواهم خواندنش با این سواد نارسایم

رفتم از دم هر کتاب جلد سبزی را خریدم

تا که رنگ جمله جور آید به رنگ پرده­هایم

یک کتاب جلد چرمی دارم و، چاقوی خود را

می­کشم دایم به جلد آن و تیزش می­نمایم

یک کتابم پر ز تصویر است و، با آن، بچه­ام را

می­کنم سرگرم چون در پیشش آن را می­گشایم

هر زمان خواهم که یابم دست بر جای بلندی

چند جلد از این کتب را می­گذارم زیر پایم

تا که گردد مانع لغزش، کتاب کوچکی را

به که بگذارم به زیر پایه میز غذایم

در سفرها می­برم همراه خود اغلب کتابی

تا به کار آید مرا چون رو به صحرا می­نمایم

پیشم اکنون هر که می­آید، چو بیند این کتب را

معدن فضل و کمالم داند و، گوید ثنایم

می­خرم من هر کتابی را، به هر قیمت که باشد

چون یقیناً هر کتابی سودها دارد برایم

(ابوالقاسم حالت)

گویند: مردی به دادگاه مراجعت کرد و تقاضای طلاق زن خود را نمود. قاضی پرسید: به چه دلیل می­خواهی زنت را طلاق دهی؟ گفت: چون آداب معاشرت و روش زندگی را نمی­داند، قاضی با تعجب گفت: شما بیست سال است ازدواج کرده اید، حالا متوجه شدید که او آداب معاشرت را نمی­داند؟ گفت: علت این است که من تا دیروز کتاب آداب معاشرت نخریده بودم! و خودم هم نمی­دانستم![۲۸]

گویند: نویسنده­ای با دوستش در کافه­ای مشغول قهوه خوردن بود، دوستش ضمن صحبت به او گفت: راستی می­دانی که عیال من ازکتاب جدید شما بسیار استقبال کرد، با اینکه شما را اصلاً نمی­شناسد؟ نویسنده با غرور و خوشحالی گفت: راست می­گویی؟ گفت: بلی چون کتاب تو قطرش درست به همان اندازه بود که می­شد آن را به جای پایه شکسته مبل خانه­مان قرار داد![۲۹]

گویند: در یکی از شهرهای دور از مرکز، کتاب­فروشی بود، که کمتر مشتری برای خریدن کتاب به وی مراجعه می­کرد! به ناچار نیمی از مغازه خود را به فروش شلغم و چغندر اختصاص داد! روزی مردی شیک­پوش داخل مغازه شد و مقدار زیادی کتاب از او خرید و هفت روز متوالی به این کار خود ادامه داد، روز هشتم وقتی مراجعه کرد به کتاب­فروش گفت: آقا شما یک کتاب چهل سانتی ندارید؟ کتاب­فروش با تعجب پرسید: چرا چهل سانتی، مرد شیک­پوش گفت: چون جای چهل سانت از کتاب­خانه­ام خالی است![۳۰]

گویند: داروفروشی وارد دکان کتاب­فروشی همسایه خود شد و کتابی را که تازه از چاپ بیرون آمده بود برداشت و نگاهی کرد و پرسید: آیا این کتاب خوبی است؟ کتاب فروش گفت: نمی­دانم! من آن را نخوانده­ام، داروفروش گفت: من تعجب می­کنم که شما چطور کتاب­هایی را می­فروشید که خودتان آنها را نخوانده­اید؟ کتاب­فروش در پاسخ او گفت: همان­طور که شما داروهایی را به فروش می­رسانید، که خودتان نخورده­اید![۳۱]

گویند: مؤلفی از کتاب تازه خود تعریف می­کرد و به رفیقش که منتقد بود می­گفت: نمی­دانم کتاب اخیر مرا خوانده­اید، گمان می­کنم در آن چیزهای تازه و حقیقی زیاد باشد، منتقد لبخندی زد و گفت: صحیح است ولی متأسفانه چیزهای حقیقی آن تازگی ندارد، و چیزهای تازه آن عاری از حقیقت است.[۳۲]

از کسی پرسیدند که دوست دار کتاب کیست؟ با صداقت و صراحت گفت: موریانه![۳۳]

نظر ما اینه …

شایسته است به محورهای زیر توجه شود.

۱٫ تلخیص کتاب­های خوب

۲٫ ارائه جایگاه­های عرضه کتاب در اماکن عمومی مانند: مترو، قطار و …

۳٫ برگزاری مسابقات کتاب­خوانی به صورت مفهومی

۴٫ گنجانیدن کتاب­خوانی و روش­های مطالعه در برنامه­های درسی مدارس

۵٫ دادن بن کتاب به قشرهای گوناگون

۶٫ اختصاص شبکه تلویزیونی جهت معرفی و نقد کتاب

۷٫ تبلیغ غیرمستقیم کتاب و کتاب­خوانی در سریال­ها و فیلم­های سینمایی

۸٫ به کارگیری کتاب­خوانی به عنوان روشی برای جریمه مجرمین و متخلفین

۹٫ تشویق خیرین به تأسیس کتاب­خانه­های عمومی

۱۰٫ اختصاص مبلغی مشخص از طرف خانواده برای فرزندان به طور ماهانه برای خرید کتاب

۱۱٫ ملاقات با نویسندگان کتاب­های مطرح

کتابستان (۱)

۱٫ کتاب و کتاب­خوانی در آیینه رهنمودهای مقام معظم رهبری، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۷۷، ۳۶۴ ص.

این کتاب، مشتمل بر رهنمودهای مقام معظم رهبری، اعم از بیانات، پیام­ها و احکام، نامه­ها و مصاحبه­هاست که درباره کتاب و کتاب­خوانی ایراد شده است. کتاب حاضر، دستمایه بسیار خوبی برای اندیشیدن و برانگیختن درباره این موضوع است. این کتاب در هشت محور به ترتیب زیر تهیه و تدوین شده است که عبارتند از: کتاب و کتاب­خوانی؛ کتاب و فرهنگ اسلامی؛ تولید و نشر کتاب؛ نظارت و ممیزی کتاب؛ کتاب و نویسندگان؛ ترجمه کتاب؛ کتاب، انقلاب اسلامی و دفاع مقدس؛ قصه و رمان نویسی در ایران و جهان؛ نمایشگاهکتاب.

۲٫ گارثون، آلوارو، سیاست ملی کتاب: راهنمای توسعه کتاب و کتاب­خوانی، ترجمه: محمدجعفر پوینده، تهران، نشر کارنامه، ۱۳۷۷، ۹۳ ص.

موضوع بحث این کتاب، حوزه نشر، کتاب و کتاب­خوانی است. این کتاب، راه کاربرد عملی سیاست توسعه کتاب را نشان می­دهد. نویسنده، «انقلاب کتاب» را پیشنهاد می­کند. به توصیه او تمام کشورها باید یک «قانون کتاب» تدوین و تصویب کنند تا به پیشرفت و تفاهم­های بین­المللی کمک­ کند.

۳٫ پرواز با کتاب، به کوشش: سیدجمال حیدری، تهران، کیهان، بی­تا، ۱۳۹ ص.

این کتاب، برگزیده­ای است از آثار دانش­آموزان مقاطع مختلف که در قالب انشانویسی و خاطره­نویسی درباره موضوع کتاب و کتاب­خوانینوشته شده است. کتاب براساس سطح آموزشی، از چهار بخش تشکیل گردیده است: انشاهای برگزیده، گلچینی از آثار مقطع ابتدایی، گلچینی از آثار مقطع راهنمایی، گلچینی از آثار مقطع دبیرستان.

۴٫ قاسمی، سیدفرید، جُنگ کتاب: مقاله­ها، گزارش­ها و نکته­هایی درباره کتاب به انضمام کتاب­شناسی کتاب، تهران، خانه کتاب، ۱۳۸۲، ۱۰۰۸ ص.

این مجموعه، دربردارنده شماری از مقاله­ها، گزارش­ها، نکته­ها، شعرها، حکایت­ها و روایت­های مرتبط با کتاب است که طی چهار دهه پیش به طور پراکنده، در نشریات فارسی­زبان کشور به چاپ رسیده است.

کتابستان (۲)

۱٫ آدرین، جانس، گفتاری در هنر کتاب خواندن، ترجمه اسماعیل اسعدی، تهران، اقبال، ۱۳۷۴٫

۲٫ استیگر، رالف، راه­های تشویق به مطالعه، ترجمه پروانه سپرده، تهران، دبیرخانه هیئت امنای کتاب­خانه­های عمومی کشور، ۱۳۷۰٫

۳٫ انیس، لیندا، فن مطالعه، ترجمه علی صلح­جو، تهران، مرکز نشر دانشگاهی، ۱۳۷۳٫

۴٫ ایرملو، پرویز، روش صحیح مطالعه، تهران، اشرفی، ۱۳۴۹٫

۵٫ ویس، فیل، پانصد نکته درباره مطالعه، ترجمه بیتا عسگری و گیتا عسگری، تهران، مدرسه، ۱۳۷۹٫

۶٫ سیف، علی­اکبر، روش­های مطالعه، تهران، رشد، ۱۳۷۹٫

۷٫ طیب، محمد، کتاب خوب، کتاب بد، از مجموعه نازک­اندیشی­های بسیجی، تهران، تربیت، ۱۳۷۷٫

۸٫ علومی طالقانی، علی، روش­ مطالعه، تهران، انوار، ۱۳۷۴٫

۹٫ فانوسی، فرهاد، روش­های صحیح مطالعه، تهران، معاصر، ۱۳۷۳٫

۱۰٫ فنائیان، لقاء­الله، چگونه سریع­تر و کامل­تر مطالعه کنیم، تهران، دانشگاه شهید بهشتی، ۱۳۵۵٫

۱۱٫ کاربخشی راوری، ماشاء­الله، چگونه کودکان و نوجوانان را به مطالعه علاقه­مند کنیم، تهران، مدرسه، ۱۳۷۸٫

۱۲٫ لاریک، نانسی، چگونه بچه­هایمان را به مطالعه تشویق کنیم، میهن­تاج، تهران، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، ۱۳۶۶٫

۱۳٫ محدثی، جواد، روش­ها، قم، معروف، ۱۳۷۸ .

۱۴٫ مهرافشا، علی­اکبر، کودکان و دنیای کتاب­های کودکان، تهران، انجمن اولیا و مربیان، ۱۳۷۳٫

۱۵٫ مهرین ، مهرداد، کتاب را چطور باید مطالعه کرد، تهران، مانی، ۱۳۵۲٫

۱۶٫ نویسندگان، گام­های نخستین به سوی خواندن: راهنمای پدران و مادران موفق، مترجمان: احمد به­پژوه و محمدجعفر کندی، تهران، ۱۳۸۰٫

۱۷٫ وسپل، مانفرد، چگونه فرزندم را به مطالعه علاقه­مند کنم، ترجمه: لیلا لفظی، تهران، انجمن اولیا و مربیان، ۱۳۷۹٫

پی نوشت:

[۱]. قلم: ۱٫

[۲]. جمعه: ۵٫

[۳]. علق: ۴ و ۵٫

[۴]. حسن دیلمی، ارشادالقلوب، قم، آل­البیت، ص۱۷۶٫

[۵]. بحارالانوار، همان، ص۱۴۴٫

[۶]. همان، ص۱۶٫

[۷]. عبدالواحد تمیمی آمدی، غررالحکم و دررالکلم، تحقیق: میرسیدجلال­الدین محدث ارموی، تهران، دانشگاه تهران، ۱۳۶۰، ح۹۹۱۰٫

[۸]. همان، ح۸۱۲۸٫

[۹]. همان، ح۹۹۴۸٫

[۱۰]. همان، ح۸۱۲۶٫

[۱۱]. همان، ح۴۱۶۷٫

[۱۲]. همان، ح۴۱۶۶٫

[۱۳]. محمدتقی مجلسی، بحارالانوار، بیروت، الوفاء، ۱۴۰۳ هـ .ق، ج۲، ص۱۵۲٫

[۱۴]. ابوالفضل علی طبرسی، مشکاه الانوار فی غررالاخبار، قم، دارالحدیث، ۱۴۱۸ هـ .ق، ص۳۵۸٫

[۱۵]. شیخ عباس قمی، کلیات مفاتیح­الجنان، ترجمه: الهی قمشه­ای، قم، افق فردا، ۱۳۸۳، ص۹۶۲٫

[۱۶]. کتاب و کتاب خوانی در آیینه رهنمودهای مقام معظم رهبری، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۷۷، ص۸۶٫

[۱۷]. همان، ص۹۰٫

[۱۸]. همان، ص۸۰ .

[۱۹]. احمد به­پژوه، خانواده، کتاب و فرهنگ کتاب خوانی، پیوند، ش۷۲، ص۵۴٫

[۲۰]. همان، صص۵۷ ـ ۶۱٫

[۲۱]. «مروری دوباره بر عوامل بی­رغبتی به کتاب­خوانی»، کیهان، ۲۹/۷/۱۳۷۸، ص۶٫

[۲۲]. «علت­های دورافتادگی از کتاب و کتاب­خوانی»، اسرار، ۱۰/۷/۱۳۸۴٫

[۲۳]. سید فرید قاسمی، جنگ کتاب، تهران، خانه کتاب، ۱۳۸۲، ص۲۲۱٫

[۲۴]. جواد محدثی، روش­ها، نشر معروف، ۱۳۷۳، چ ۲، فصل «سروش مطالعه».

[۲۵]. همان.

[۲۶]. همان، صص۱۳۰ و ۱۳۱؛ ۱۳۸ـ ۱۴۱٫

[۲۷]. ویژه­نامه نسل سوم (ضمیمه رورنامه جام جم)، سه شنبه ۱۸ تیر ماه ۱۳۸۷، ص۳٫

[۲۸]. شعبان­علی لامعی، حکایت­ها و لطیفه­های فرهنگی، تهران، بلاغت، ۱۳۷۲، ص۴۳٫

[۲۹]. همان، ص۴۳٫

[۳۰]. همان، ص۴۴٫

[۳۱]. همان، ص۳۱٫

[۳۲]. همان.

[۳۳]. همان، ص۳۵٫

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.