تجلیل رئیس ستاد بازسازی عتبات عالیات استان آ.غربی از امام جمعه محترم حجت الاسلام فصیح نیا و اعضای ستاد بازسازی عتبات عالیات شاهین دژ


کد خبر : 11131
ستاد برگزاری نماز جمعه شهرستان شاهین دژ
تجلیل رئیس ستاد بازسازی عتبات عالیات استان آ.غربی از امام جمعه محترم حجت الاسلام فصیح نیا و اعضای ستاد بازسازی عتبات عالیات شاهین دژ

🔹مورخ ۲۰ آذر ۹۶

✅ تجلیل رئیس ستاد بازسازی عتبات عالیات استان آ.غربی از امام جمعه محترم حجت الاسلام فصیح نیا و اعضای ستاد بازسازی عتبات عالیات شهرستان شاهین دژ در محل دفتر امام جمعه

 

عراق و عتبات عالیات، از دیرباز سرزمینی مقدس بوده و نام آن در تواریخ ذکر شده است. بسیاری از پیامبران بزرگ الهی به نوعی در این سرزمین حضور داشته اند؛ برخی در این سرزمین متولد یا مدفون شده و برخی از آنجا عبور کرده، نماز خوانده یا به هرحال، ماجرایی در این مکان مقدس داشته اند. بنا بر روایات و احادیث اسلامی، پیامبری نیست که کربلا را زیارت نکرده باشد. پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) نیز، دو بار در این سرزمین مقدس حضور داشته اند که هر دو بار به همراه جبرئیل امین بوده است. این نوشتار در دو بخش تنظیم شده که بخش اول آن دربارۀ حضور پیامبران الهی در سرزمین عراق است و در بخش دوم، از پیامبرانی نام برده شده که بر اساس تاریخ و احادیث اسلامی، در عتبات عالیاتمتولد یا مدفون شده اند یا به نوعی نامشان با این سرزمین مقدس گره خورده است.
نویسنده : محمدجواد مروجی طبسی

طلیعه

یکی از نشانه های مقدس بودن سرزمین عتبات عالیات، حضور انبیای الهی در این سرزمین بوده است. بنا بر روایات و تواریخ اسلامی، همه انبیای الهی با این سرزمین به گونه ای مربوط بوده اند؛ یا زادگاهشان در این مکان مقدس بوده، یا محل عبورشان بوده، یا محل نماز یا توقف و یا محل دفن آن بزرگان بوده است. این نوشتار در دو بخش تنظیم شده که بخش اول آن درباره حضور پیامبران در سرزمین عراق است و بخش دوم، حضور آن پیامبرانی است که در تاریخ و احادیث اسلامی به نامشان اشاره شده است که بعضاً متولد یا مدفون در این سرزمین مقدس هستند.

حضور تمام انبیای الهی

بنابر روایات و احادیث اسلامی، سرزمین عراق و به ویژه سرزمین کربلا محل گذر تمام پیامبران خدا بوده است و روایات زیر گواه این مدعاست:

١. پیامبری نیست که کربلا را زیارت نکرده باشد.

امام زین العابدین (علیه السلام) فرمود:

«و ما من نبی الا و قد زار کربلاء و وقف علیها و قال إنک لبقعه کثیره الخیر، فیک یدفن القمر الازهر»؛ ١هیچ پیامبری نیست، مگر آن که کربلا را زیارت نموده و در آن جا توقف کرده و فرموده باشد: تو سرزمینی هستی که خیر کثیری در تو می باشد، و در تو ماه تابان دفن خواهد گشت.

١). محمدمهدی حائری مازندرانی، معالی السبطین، ج ١، ص ١٠٩..

٢. کربلا محل دفن دویست پیامبر و دویست وصی شهید است.

امام صادق (علیه السلام) فرمود: در سفری که امیر مؤمنان (علیه السلام) به یک میلی یا دو میلی سرزمین کربلا رسیدند، در جلوی جمعیت قرار گرفتند تا این که خود را به محل شهادت شهدا رسانده فرمودند: در این جا دویست پیامبر و دویست وصی و جانشین و دویست سبط با همراهانشان شهید شدند. سپس با مرکب خود آن جا را دور زد و در حالی که پایش را از رکاب بیرون آورده بود فرمود:

«مناخ رکاب و مصارع شهداء لا یسبقهم من کان قبلهم و لا یلحقهم مَن کان بعدهم»؛ محل چادرها و محل شهادت شهیدانی است که در فضیلت، از گذشتگان و آیندگان هیچ کس به پایۀ آنان نخواهد رسید. ١

حضور پیامبران در مسجد کوفه و سهله

پیامبران الهی علاوه بر حضور در سرزمین کربلا، محل مسجد کوفه و مسجد سهله را نیز زیارت کرده اند و برخی از ایشان در همان جا مدفونند. امام صادق (علیه السلام) فرمود:

«ما من ملک مقرب و لا نبی مرسل و لا عبد صالح إلاّ و قد صلّی فی مسجد کوفان حتی محمد صلّی اله علیه و آله لیله اسری به»؛ ٢هیچ فرشته مقربی و هیچ پیامبر فرستاده شده ای و هیچ بنده صالحی نیست، مگر آن که در مسجد کوفه نماز خوانده است؛ حتی پیامبر (صلی الله علیه و آله) که در وقت معراج به آن جا رفت.

١). شیخ طوسی، تهذیب الاحکام، ج ۶، ص ٧٣..

٢). شیخ عباس قمی، سفینه البحار، ج ٢، ص ۴٩٨..

مرحوم شیخ عباس قمی در «سفینه البحار» می نویسد: «الکوفه روضه من ریاض الجنه، فیها قبر نوح و ابراهیم

علیهما السلام و قبر ثلائمأه و سبعین نبیاً»؛ ١کوفه باغی از باغ های بهشت است و در آن قبر حضرت نوح و حضرت ابراهیم علیهما السلام و قبر سیصد و هفتاد پیامبر می باشد.

محدث نوری \ در «مستدرک الوسائل» در فضیلت مسجد سهله می نویسد: «لم یبعث نبیاً إلا و قد صلّی فیه»؛ ٢هیچ پیامبری از سوی خداوند مبعوث نشد، مگر آن که در آن مسجد نماز گذارد. ٣

حضور پیامبران بزرگ در سرزمین عراق

بسیاری از پیامبران بزرگ الهی از این سرزمین عبور کرده یا برای مدتی در آن اقامت داشته و یا در همان جا به خاک سپرده شده اند. در این بخش به برخی از ایشان اشاره خواهیم کرد.

١. حضرت آدم (علیه السلام)

علامه مجلسی \ در «بحارالانوار» آورده است که مرسلاً روایت شده که حضرت آدم (علیه السلام) وقتی به زمین فرود آمد، به دنبال حوا می گشت تا این که به سرزمین کربلا رسید. در این سرزمین بدون هیچ علتی دلتنگ شد و پایش لغزید و در جایی که امام حسین (علیه السلام) به شهادت رسید، به زمین خورد و خون از پایش جاری گشت. آدم (علیه السلام) سر به آسمان بلند کرده، عرضه داشت: خدایا! آیا گناهی از من سر زد که مرا مورد بازخواست قرار دادی؟ تمام زمین را گشتم و چیزی شبیه آنچه در این سرزمین به من رسید، بر من وارد نشد، به آدم (علیه السلام) وحی شد: ای آدم! گناهی از تو سر نزده است؛ امّا بدان که در این سرزمین فرزندت حسین مظلوم کشته خواهد شد. بدین جهت خون تو به جهت همراهی با حسین در این سرزمین ریخته شد.

آدم عرض کرد: خدایا، آیا حسین پیامبر است؟ وحی شد که نه، ولکن او سبط پیامبر خدا محمد (صلی الله علیه و آله) است. عرض کرد: کشنده او کیست؟ وحی آمد که قاتل او یزید، لعین اهل آسمان ها و زمین است. آدم عرض کرد: ای جبرئیل! حال من چه کنم. جبرئیل گفت: قاتل او را لعن کن. پس آدم چهار مرتبه یزید را لعن کرد و به راه خود ادامه داد تا به کوه عرفات رسید و حواء را در آن جا یافت. ۴

١). همان..

٢). میرزا حسین نوری، مستدرک الوسائل، ج ٢، ص ۴١۶..

٣). همان..

۴). بحارالانوار، ج۴۴، ص٢۴٢..

انتقال پیکراستخوان های آدم به نجف اشرف

بنا به نوشته «ناسخ التواریخ» وفات حضرت آدم (علیه السلام) در روز جمعه، هشتم نیسان، برابر با یازدهم محرم، در مکه مکرمه بوده است و حضرت حواء یک سال پس از او درگذشت و در غار ابوقبیس، کنار مضجع شریف حضرت آدم مدفون گشت. ١آن گاه که کشتی نوح به اطراف کعبه رسید، خدای به نوح وحی فرستاد که هفت شوط اطراف بیت الله الحرام طواف کند. حضرت نوح از کشتی پیاده شد و تا زانو در آب رفت و تابوتی که در آن استخوان های حضرت آدم بود، بیرون آورده در کشتی گذاشت تا به باب کوفه رسید.

در آن جا بود که خداوند به زمین وحی کرد: (یا أرض ابلعی ماءک) و زمین آب خود را در مسجد کوفه فرو برد؛ چنان که از همان جا آغاز شد. حضرت نوح تابوت را از کشتی برداشت و در نجف اشرف دفن کرد. ٢

در زیارت مطلقه امیرمؤمنان (علیه السلام) به دفن حضرت آدم در کنار قبر امیرمؤمنان چنین اشاره شده است: «والسلام علیک یا مولای و علی ضجیعیک آدم و نوح و رحمه الله و برکاته»؛ ٣و سلام بر تو ای مولای من و بر دو هم قبرت آدم و نوح و رحمت خدا و برکات او.

١). ر. ک: محمدتقی سپهر (لسان الملک)، ناسخ التواریخ..

٢). سید عبدالحسین رضیئی، تاریخ انبیاء سلف، ص ٩٨..

٣). شیخ عباس قمی، مفاتیح الجنان، ص ۵۶۶..

٢. ادریس (علیه السلام)

یکی از پیامبران بزرگ الهی و پدربزرگِ پدر حضرت نوح پیامبر (علیه السلام) است. در تورات نامش «اخنوخ» بود و بدین سبب او را ادریس نامیده اند، چون کتاب ها را بسیار تدریس می کرد. وی اولین کسی بود که پیراهن دوخت و پوشید؛ چون مردم پیش از آن، از پوست حیوانات برای پوشش استفاده می کردند.

حکمای یونان او را «هرمس حکیم» نامیده اند. وی سیصد سال زندگی کرد. ادریس اولین کسی بود که قلم به دست گرفت و نخستین کسی بود که پیراهن دوخت و پوشید، و هر گاه دوزندگی می کرد، خدای را تسبیح و تهلیل و تکبیر و توحید و تمجید می گفت. امام صادق (علیه السلام) فرمود: در مسجد سهله جایگاه حضرت ادریس است که در آن مکان دوزندگی می کرد. ١

٣. حضرت نوح (علیه السلام)

نوح (علیه السلام) از پیامبرانی است که ارتباط زیادی با این سرزمین مقدس دارد. بر اساس تاریخ و روایات، این سرزمین محل زندگی و سکونت و تبلیغ وی بوده است. همچنین در این دیار مقدس به فرمان خدا دست به ساخت کشتی زد و پس از آماده شدن آن، قهر خدا شامل حال مردم شد و سیل از هر سو جاری شد. آغاز سیل از «تنور» بود که از همان سرزمین بر روی آب قرار گرفت، و پایانش با فرمان (یا أرض ابلعی ماءک) در همین سرزمین فرو نشست.

و در آن مدتی که در کوفه بود، قبر مولا امیر مؤمنان (علیه السلام) را آماده کرد و در نهایت، خود نیز در کنار آن دفن گردید.

الف. ساختن کشتی در مسجد کوفه

حضرت نوح (علیه السلام) به فرمان خدا ساختن کشتی خود را در مسجد کوفه آغاز کرد. سدی و شعبی گویند: نوح کشتی را در مسجد کوفه ساخت و تنوری که از آن آب بیرون آمد، در طرف راست مسجد بود و مفضل بن عمر از امام صادق (علیه السلام) نقل می کند که تنور در خانه پیرزن مؤمنه ای بود و در طرف راست مسجد کوفه قرار داشت.

مفضل گوید: عرض کردم: ای فرزند رسول خدا! آیا مسجد کوفه در آن روز وجود داشت؟ فرمود: آری، مصلای انبیا بود. ٢

١). سفینه البحار، ج ١٢، ص ۴۴۴..

٢). ملا فتح الله کاشانی، منهج الصادقین، ج ۴، ص ۴٣٨

ب. عبور نوح با کشتی خود از سرزمین کربلا

روایت شده است در زمانی که حضرت نوح (علیه السلام) سوار بر کشتی شد، کشتی او را به تمام کره زمین طواف داد. وقتی که به سرزمین کربلا رسید، زمین کشتی را به سوی خود کشید؛ به گونه ای که حضرت نوح (علیه السلام) از غرق شدن کشتی به وحشت افتاد؛ پس خدایش را خواند و گفت: خدایا! من تمام دنیا را گشتم، ولی هرگز چنین وحشتی که در این سرزمین احساس کردم، ندیده بودم. جبرئیل بر او فرود آمده گفت: ای نوح! در سرزمینی هستی که حسین، سبط پیامبر، محمد (صلی الله علیه و آله) خاتم پیامبران و فرزند خاتم اوصیا کشته خواهد شد. نوح (علیه السلام) عرضه داشت: ای جبرئیل! چه کسی او را به قتل خواهد رساند؟ جبرئیل گفت: قاتل او ملعون اهل هفت آسمان و هفت زمین است.

حضرت نوح (علیه السلام) چهار مرتبه او را لعن کرد و سپس به راه خود ادامه داد تا این که بر کوه جودی استقرار یافت. ١

ج. فرود کشتی نوح بر کوه جودی

پس از سیر و گردش طولانی ای که نوح (علیه السلام) در جهان داشت، بار دیگر به سرزمین عراق بازگشت و به امر پروردگار بر کوهی در موصل، به نام «ْجودی» فرود آمد.

مجلسی در «حیاه القلوب» می نویسد:

پس خداوند وحی فرستاد به سوی کوه ها که می خواهم کشتی بنده خود را بر کوهی از شما استقرار دهم. پس هر یک از کوه ها سرکشی کردند، به جز جودی که کوهی است در موصل که تواضع کرد و گفت: مرا مرتبه ای نیست که کشتی نوح بر من فرود آید. خداوند تواضعش را پسندید و امر فرمود تا کشتی بر جودی قرار گیرد. ٢

١). محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج ۴۴، ص ٢۴٣..

٢). تاریخ انبیاء سلف، ص ٩١..

۴. حضرت ابراهیم (علیه السلام)

حضور ابراهیم (علیه السلام) در این سرزمین مقدس پررنگ بوده است؛ چه آن روزی که از سرزمین کربلا عبور کرد و چه آن روزی که آماده می شد تا به جنگ عمالقه برود و چه آن روزهایی که به عبادت و مناجات با خدا در مسجد سهله شب ها را به صبح رساند و بهترین گواه این حضور، وجود مقام آن حضرت در مسجد سهله به نام «مقام حضرت ابراهیم (علیه السلام)» است.

عبور از سرزمین کربلا

گفته شده است که حضرت خلیل الرحمان از سرزمین کربلا عبور کرد، در حالی که سوار بر اسب بود. پای اسبش لغزید و ابراهیم بر زمین خورد و سرش شکاف برداشت و خون ابراهیم جاری گشت. حضرت ابراهیم (علیه السلام) شروع به استغفار کرد و عرض کرد: خدایا! چه گناهی از من سر زد؟ در همان حال جبرئیل بر او فرود آمد و گفت: ای ابراهیم! هیچ گناهی از تو سر نزد، ولکن در این جا سبط خاتم انبیا و فرزند خاتم اوصیا کشته خواهد شد.

ابراهیم گفت: ای جبرئیل! چه کسی قاتل اوست؟ جبرئیل گفت: قاتل او ملعون آسمانیان و زمینیان است. حضرت ابراهیم دست به آسمان بلند کرد و لعن بسیار بر یزید فرستاد و اسبش آمین گفت. ابراهیم گفت: تو از این ماجرا چه می دانی که بر دعای من آمین می گویی؟ گفت: ای ابراهیم! من ا فتخار می کنم که بر من سوار شدی و هنگامی که پایم لغزید و تو از پشتم به زمین افتادی، باعث شرمندگی من شد، امّا بدان که سبب آن، یزید ملعون بود. ١

۵. حضرت اسماعیل (علیه السلام)

یکی دیگر از پیامبرانی که از سرزمین کربلا گذشت، حضرت اسماعیل (علیه السلام) است. روایت شده است که گوسفندان حضرت اسماعیل در کنار نهر فرات مشغول چرا بودند. چوپان نزد آن حضرت آمد و عرض کرد: چند روزی است که این گوسفندان از این شاهراه آب نمی خورند. حضرت اسماعیل (علیه السلام) از خدای خود علت و سبب آن را جویا شد. جبرئیل بر او فرود آمد و عرضه داشت: ای اسماعیل! از گوسفندانت ماجرا را بپرس که علتش را به تو پاسخ دهند.

اسماعیل به یکی از گوسفندانش گفت: چرا از این جا آب نمی خوری؟ گوسفند به زبان فصیح گفت: به ما خبر رسیده که فرزند تو حسین (علیه السلام) سبط محمد (صلی الله علیه و آله) در این جا تشنه لب کشته خواهد شد و ما به سبب اندوهمان بر مصیبت او، از این شریعه آب نمی خوریم. اسماعیل از قاتل امام حسین (علیه السلام) پرسید؛ پاسخ داد: ملعون آسمان ها و زمین ها و تمام آفریده ها او را خواهد کشت. اسماعیل گفت: خدایا! قاتل حسین (علیه السلام) را لعنت کن. ٢

١). بحارالانوار، ج ۴۴، ص ٢۴٣..

٢). همان..

۶. حضرت موسی (علیه السلام)

روایت شده است که حضرت موسی (علیه السلام) روزی به همراه یوشع بن نون در حال سفر بود؛ همین که به سرزمین کربلا رسید، نعلینش پاره شد و خار و خاشاک به او آسیب رسانده، خون از پایش جاری گردید. موسی (علیه السلام) عرضه داشت: خدایا! چه گناهی از من سر زد؟ وحی آمد: در این مکان حسین (علیه السلام) کشته خواهد شد و در همین جا خونش ریخته می شود؛ پس خون تو به سبب ریخته شدن خون او ریخته شد.

موسی (علیه السلام) عرض کرد: خدایا! حسین کیست؟ وحی آمد که حسین سبط محمد مصطفی (صلی الله علیه و آله) و فرزند علی مرتضی (علیه السلام) است. موسی گفت: قاتلش کیست؟ به او گفته شد: او ملعون تمام ماهیان دریاها و درندگان بیابان ها و تمام پرندگان آسمان می باشد.

این جا بود که موسی (علیه السلام) دو دست خود را به سوی آسمان بالا برده، یزید را لعن و نفرین کرد. یوشع بن نوح بر دعای موسی آمین گفت و هر دو به راه خود ادامه دادند. ١

٧. حضرت حضر (علیه السلام)

خضر نبی (علیه السلام) پیامبری است که هنوز زنده است و در این دنیای خاکی زندگی می کند. به تعبیر امام رضا (علیه السلام) وی آب حیات را نوشیده و تا نفخ صور زنده است. ٢

١). همان، ص ٢۴۴..

٢). سفینه البحار، ج ١، ص ٣٨٩..

خضر نبی مکان خاصی ندارد؛ بلکه در همه جاها در حال رفت وآمد است. از جمله مکان هایی که در تاریخ از حضور او سخن به میان آمده، سرزمین عراق و مسجد سهله و مسجد کوفه است. مرحوم محدث قمی برخی از خاطرات او را در «سفینه البحار» آورده است که به اختصار نقل می شود.

١. ملاقات حضرت خضر با عالم جلیل القدر ابراهیم بن هاشم قمی در مسجد سهله.

٢. در روز شهادت امیرمؤمنان (علیه السلام) به طور ناشناس ظاهر گشته و سخنانی درباره فقدان امیر مؤمنان (علیه السلام) گفت.

٣. گفت وگوی خضر با امیر مؤمنان (علیه السلام) وقتی که حضرت در صفین خطبه می خواند.

۴. ملاقات خضر با امیرمؤمنان (علیه السلام) در مسجد کوفه، نزد ستون هفتم از باب الفیل که امیر مؤمنان (علیه السلام) را در آغوش گرفته و سر امام را بوسید و خارج شد و امیر مؤمنان (علیه السلام) به مشایعت او رفت.

۵. در نوبت دیگری به دیدار امیرمؤمنان (علیه السلام) شتافته، امّا این بار دید که میثم تمار کنار همان ستون نماز می خواند. به او گفت: ای کسی که کنار ستون ایستاده ای! سلام مرا به صاحب خانه برسان و او را خبر کن که من از او شروع کردم، امّا در آن لحظه در حال استراحت بود.

۶. در نوبت دیگری که امیر مؤمنان در مسجد کوفه بودند، به هنگام شب از در باب الفیل وارد شد، در حالی که لباس های سفیدی بر تن داشت. نگهبانان امیرالمؤمنین (علیه السلام) به سوی او آمدند تا مانع از ملاقات وی شوند. حضرت علت آمدنشان را جویا شد. در پاسخ گفتند: این مرد را دیدیم که به سوی ما می آید؛ ترسیدیم که آسیبی به شما برساند. حضرت فرمود: خیر، به جای خود بازگردید؛ خدای شما را رحمت کند. آیا می خواهید مرا از اهل زمین محافظت کنید؟ پس چه کسی مرا از آسمانیان محافظت کند؟!

پس مدتی نزد امیرمؤمنان بود و سؤالاتی از ایشان داشت. یکی از سخنانی که به امیرمؤمنان عرض کرد، این بود که ای امیرمؤمنان! این تو بودی که با خلافتت، بها و زینت و کمال به خلافت دادی، نه این که خلافت چیزی بر تن تو کرده باشد. امت محمد (صلی الله علیه و آله) به تو نیاز پیدا کرده، نه این که تو به آنها نیاز داشته باشی. ١

در مسجد سهله برای حضرت خضر (علیه السلام) مقامی مشهور است که در طرف چپ کسی که وارد مسجد می شود قرار دارد.

٨و ٩. هود و صالح (علیهما السلام)

پیش از این گفتیم که امیرمؤمنان (علیه السلام) در کنار دو پیامبر بزرگ الهی، یعنی حضرت آدم و نوح مدفون است و تاریخ و روایات و زیارت مطلقه امیرمؤمنان (علیه السلام) به این امر اشاره دارند.

اما روایات دیگری وجود دارد که به جای حضرت آدم و نوح (علیهما السلام)، حضرت هود و صالح (علیهما السلام) را مدفون در جوار امیر مؤمنان (علیه السلام) گفته اند. البته چون موضوع این نوشتار، پیامبران در عتبات عالیات است، فرقی نمی کند که این دو پیامبر در قبر امیرمؤمنان مدفون باشند یا در کنار مدفن آن حضرت.

ثقفی در کتاب «الغارات» سخن امیرمؤمنان (علیه السلام) را چنین نقل کرده است:

هنگامی که ابن ملجم مرادی ضربتی بر امیرمؤمنان (علیه السلام) وارد کرد، امام حسن مجتبی (علیه السلام) به آن حضرت فرمود: آیا او را به قتل برسانم؟ حضرت فرمود: خیر؛ ولکن او را زندان کن. پس اگر از دنیا رفتم، او را بکشید و پس از مردنم مرا در این ظهر (پشت شهر کوفه) در کنار قبر دو برادرم هود و صالح دفن کنید. ١

حرَ عاملی در «وسائل الشیعه» در جلد ١۴ بابی دارد در استحباب زیارت قبر هود و صالح (علیهما السلام) نزد قبر امیرمؤمنان (علیه السلام).٢ولی در «مفتاح الجنان» و «زاد المعاد» در بخش زیارت امیرمؤمنان (علیه السلام) در روز بعثت پیامبر (صلی الله علیه و آله) به جمله ای اشاره می کند که از آن برمی آید هود و صالح در همسایگی امیرمؤمنان (علیه السلام) هستند، نه در کنار قبر مقدسش. در این سلام چنین آمده:

«السلام علیک یا امیرالمؤمنین و علی ولدیک الحسن و الحسین و علی ضجیعیک آدم و نوح و علی جاریک هود و صالح». ٣

تمام این موارد ثابت می کند که این دو پیامبر الهی در این سرزمین مقدس و در کنار قبر امیرمؤمنان در نجف اشرف دفن شده اند؛ چه در کنار قبر امام و یا در جوار آن حضرت در وادی السلام. سخن علامه مجلسی گواه دیگری بر این امر است؛ او می گوید:

از اخبار پیش ظاهر می شود که سر مقدس امام حسین (علیه السلام) و جسد حضرت آدم و نوح و هود و صالح نزد آن حضرت دفن گردیده اند. پس از زیارت امیرمؤمنان (علیه السلام) همه آنها را زیارت کرد. ۴

١). ابراهیم بن محمد ثقفی کوفی، الغارات، ج ٢، ص ٨۴٧..

٢). شیخ حرّ عاملی، وسائل الشیعه، ج ١۴، ص ٣٩٧..

٣). مفاتیح الجنان، ص ۴٨٠..

۴). بحارالانوار، ج ٩٧، ص ٢۵١..

١٠. حضرت داود (علیه السلام)

از انبیای بزرگ و پدر حضرت سلیمان نبی (علیه السلام) است. از فرموده امام جعفر صادق (علیه السلام) به دست می آید که حضرت داود (علیه السلام) برای جنگ با جالوت از مسجد سهله که در سرزمین عراق است بیرون رفت. مرحوم صدوق \ در «من لا یحضره الفقیه» از امام صادق (علیه السلام) روایت کرده که امام فرمود: مسجد سهله خانه حضرت ادریس (علیه السلام) است که در آن دوزندگی می کرد، و آن مکانی است که حضرت ابراهیم از همان جا به جنگ عمالقه رفت، و از آنجا داود (علیه السلام) به جنگ جالوت رفت. ١

١١. حضرت سلیمان (علیه السلام)

در تاریخ زندگانی حضرت سلیمان (علیه السلام) آمده است که آن حضرت بر بساط خود می نشست و در آسمان سیر می کرد. روزی در حال سیر بود که ناگهان بساطش سه مرتبه دور خود چرخید؛ به گونه ای که سلیمان (علیه السلام) ترسید که سقوط کند؛ اما آن باد شدید آرام گشت و بساط در سرزمین کربلا فرود آمد.

سلیمان به آن باد مأمور گفت: چرا آرام و بی حرکت شدی؟ باد گفت: در این مکان حسین (علیه السلام) کشته خواهد شد. سلیمان پرسید: حسین کیست؟ پاسخ داد: او سبط محمد مختار و فرزند علی کرّار است. سلیمان گفت: کشنده او کیست؟ پاسخ داد: معلون آسمانیان و زمین، یزید است.

سلیمان دست های خود را بالا برده، و یزید را لعن کرد و انس و جن بر دعای سلیمان آمین گفتند. ٢

١٢. حضرت ذوالکفل (علیه السلام)

پیامبر دیگری که در سرزمین عراق مدفون است، جناب ذوالکفل پیامبر، معروف به «حزقیل» می باشد. یاقوت حموی در «معجم البلدان» در ذیل کلمه «برملاحه» می نویسد: «مکانی است در سرزمین بابل نزدیک حله.. . همچنین قبر حزقیل، معروف به ذی الکفل در همان مکان می باشد». ٣

١). بحارالانوار، ج ١٣، ص ۴۵۶ (به نقل از من لا یحضره الفقیه). .

٢). همان، ج ۴۴، ص ٢۴۴..

٣). یاقوت حموی، معجم البلدان، ج ٢، ص ۴٠٣..

حضرت عبدالعظیم حسنی گوید: از امام جواد (علیه السلام) درباره ذوالکفل پرسیدم که نامش چیست و آیا او از فرستادگان الهی بود؟ امام در پاسخ نوشت: «خداوند یکصدوبیست وچهار هزار پیامبر فرستاد که سیصد و سیزده نفر از آنها جزو مرسلین هستند و ذوالکفل یکی از آنهاست. ایشان پس از سلیمان (علیه السلام) به پیامبری رسید و بین مردم داوری و قضاوت می کرد؛ همان گونه که داود (علیه السلام) داوری می کرد. او جز برای خدا به خشم نمی آمد. نامش «عویدار» بود و او کسی است که خدای متعال نامش را در قرآن آورده و فرموده است: و بیاد آور اسماعیل و الیسع و ذوالکفل را که همه از نیکان بودند». ١

١٣. حضرت عزیر (علیه السلام)

به گفته حموی در «معجم البلدان» قبر عزیر در بین شهر بصره و واسط می باشد. وی می نویسد:

نام محلی است که روستاها و نخل های فراوانی دارد و بین بصره و واسط قرار گرفته است. در این مکان روستایی است که قبر عزیر پیامبر در آن می باشد که هم شهرت دارد و هم دارای عمارت و ساختمان است که یهودیان خدمت آن جا را بر عهده دارند. ٢

امروزه در منطقه دشت میشان، عزیر یکی از شهرهای مرزی ایران و عراق است که تا العماره حدود پانزده فرسخ فاصله دارد. در سفری که از مرز جنوبی کشور به عراق داشتیم، پس از مسجد، از محلی به نام «شط علی» از آن شهر عبور کردیم.

١۴. حضرت یونس بن متی (علیه السلام)

از پیامبران بزرگ الهی و معروف به «ذوالنون» است که خداوند او را به سوی مردم نینوا مبعوث کرد. ماجرای یونس در قرآن مجید در سوره انبیاء آمده است.

اگرچه روشن نیست مکان قبر یونس بن متی در کدام شهر و دیار است، امّا در شهر کوفه قبری منسوب به ایشان هست که در ساحل رود فرات قرار گرفته است.

١۵. حضرت عیسی (علیه السلام)

الف. زادگاه

از پیامبرانی که در سرزمین عراق متولد شدند، حضرت عیسی بن مریم (علیه السلام) است. امام زین العابدین (علیه السلام) در ذیل آیه شریفه: (فحملته فانتبذت به مکاناً قصیاً) فرمود: «مریم برای زادن حضرت عیسی از دمشق بیرون آمد تا به کربلا رسید و در محل قبر امام حسین (علیه السلام) وضع حمل کرد و در همان شب به محل خود بازگشت. ٣

١). سفینه البحار، ج ٢، ص ۴٨۵..

٢). معجم البلدان، ج ۵، ص ٢۴٣..

٣). تهذیب الاحکام، ج ۶، ص ٧٣..

ب. گذر از سرزمین کربلا

معروف چنین است که حضرت عیسی بن مریم (علیه السلام) همراه حواریونش همواره در حال سیر و سفر در بیابان ها بود. پس روزی گذرشان به سرزمین کربلا افتاد؛ دیدند شیری قوی هیکل در میان راه نشسته است. حضرت عیسی (علیه السلام) نزدیک شیر آمد و گفت: چرا این جا نشسته ای و مانع عبور ما گشته ای؟ شیر به زبان فصیح گفت: من راه را بر شما باز نمی کنم تا این که یزید، قاتل حسین (علیه السلام) را لعن کنید. عیسی گفت حسین کیست؟ گفت: او سبط محمد، پیامبر اُمّی و فرزند علی وصی است. عیسی گفت: قاتل او کیست؟ پاسخ داد: قاتل او لعنت شده حیوانات وحشی و پرندگان و همه درندگان است.

حضرت عیسی (علیه السلام) دست های خود را به آسمان بالا برد و یزید را لعن کرد و حواریون بر دعای حضرت عیسی آمین گفتند و شیر از سر راهشان کنار رفت و آنان به راهشان ادامه دادند. ١

ج. گریه حضرت عیسی (علیه السلام) در سرزمین کربلا

امیرمؤمنان (علیه السلام) در سفری که به صفین داشتند، وقتی در سرزمین نینوا فرود آمدند، در گفت وگوی مفصلی با ابن عباس، با صدای بلند به او فرمودند: ای ابن عباس! آیا این مکان را می شناسی؟ ابن عباس عرض کرد: خیر، نمی شناسم، ای امیرمؤمنان. امام فرمودند: «آری، اگر این مکان را آن گونه که من می شناسم، می شناختی، از آن نمی گذشتی، مگر آن که مانند من گریه می کردی.. . این جا سرزمین کربلاست که حسین و هفده نفر از فرزندانم و فرزندان فاطمه (علیها السلام) در آن کشته خواهند شد».

سپس فرمود: «ای ابن عباس!… در آن روزی که عیسی همراه با حواریونش از این سرزمین می گذشتند، دید که آهوان در این مکان جمع شده، گریه می کنند. عیسی و همراهانش نیز نشستند و گریستند؛ در حالی که حواریون علت نشستن و گریه عیسی را نمی دانستند. پس به عیسی (علیه السلام) عرض کردند: ای روح خدا و ای کلمه او! چه چیز در این جا تو را به گریه درآورده است؟ عیسی پاسخ داد: آیا می دانید این سرزمین کجاست؟ گفتند: نه. فرمود: این جا سرزمینی است که فرزند رسول الله احمد (صلی الله علیه و آله) و فرزند طاهره بتول، شبیه مادرم (مریم) کشته خواهد شد، و در ا ین سرزمین طینت پاکی به خاک سپرده می شود که خوشبوتر از مشک است؛ چراکه آن جسد پاک فرزندی است که شهید شده است». ٢

١). بحارالانوار، ج ۴۴، ص ٢۴۴..

٢). همان، ج ۴۴، ص ٢۵٣..

١۶. حضرت محمد مصطفی (صلی الله علیه و آله)

پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) دو بار در این سرزمین مقدس حضور داشته اند که هر دو بار به همراه جبرئیل امین و در طریق ا سراء و معراج بوده است. شیخ مفید در «ارشاد» می نویسد:

از ام سلمه نقل شده است که گفت: شبی پیامبر (صلی الله علیه و آله) از نزد ما بیرون رفت و پس از چند ساعت به سوی ما آمد؛ در حالی که به شدت خاک آلود بود و کف دستش بسته بود. عرض کردم: ای رسول خدا! این چه حالتی است که تو را در آن می بینم؟ چرا خاک الوده هستید؟ فرمودند: «مرا به سرزمینی در عراق بردند که به آن کربلا گفته می شود و در آن جا محل کشته شدن فرزندم حسین و گروهی از فرزندان و اهل بیتم را به من نشان دادند. پس پیوسته خون آنها را جمع می کردم که اکنون همه آنها در دستم می باشد.» سپس دستش را باز کرد و فرمود: این را بگیر و آن را نزد خودت نگه دار. آن را گرفتم و دیدم خاکی سرخ رنگ است. پس در شیشه ای ریختم و در آن را محکم بستم. هنگامی که امام حسین (علیه السلام) از مکه به سوی عراق رفت، در هر صبح و شام آن را بیرون آورده و استشمام می کردم و برای مصیبت او می گریستم. وقتی روز عاشورا فرا رسید، در اول روز، آن شیشه را بیرون آوردم، امّا هنوز به حال خود باقی بود، امّا در آخر روز، وقتی به آن نگاه کردم، دیدم همانند خون سیاه گشته است. پس با صدای بلند گریه کردم. امّا به سبب شماتت دشمنان، غیظ خود را فرو نشاندم تا این که آن خبر وحشتناک در مدینه پیچید. ١

حضور در مسجد کوفه

دومین حضور پیامبر (صلی الله علیه و آله) در سرزمین عراق در مسجد کوفه بود. روایت شده است که در شب معراج، چون حضرت رسول الله (صلی الله علیه و آله) به مسجد کوفه رسید، جبرئیل گفت: «یا محمد هذا مسجد ابیک آدم و مصلی الانبیاء»؛ ای محمد! این جا مسجد پدر تو حضرت آدم و محل نماز پیامبران است. پس حضرت رسول الله فرود آمدند در آن جا نماز گذاردند. ٢اکنون یکی از مقام های موجود در مسجد کوفه، مقام حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) است.

١). شیخ مفید الارشاد، ص ٢٣۴..

٢). تاریخ انبیای سلف، ص ٨٧ (به نقل از منهج الصادقین، ج ۴، ص ۴٣٨). .

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.