درس اخلاق در محضر حضرت آیت الله غفارفام در جمع طلاب حوزه علمیه حضرت محمد باقر (ع) شاهین دژ


کد خبر : 11897
آیت الله غفارفام
درس اخلاق در محضر حضرت آیت الله غفارفام در جمع طلاب حوزه علمیه حضرت محمد باقر (ع) شاهین دژ

photo6044254583594789694.jpg (1280×960)photo6044254583594789695.jpg (1280×960)photo6044254583594789697.jpg (1280×960)photo6044254583594789701.jpg (1280×960)photo6044254583594789705.jpg (1280×960)

روشن است که محدودیتهای نوشتاری ، نمی گذارد تمامی ما فی الضمیر استاد و راهنمای اخلاق بیان شده و مبحث او پخته گردد. نشستها و آموزشهای گفتاری ، لازم است ، تااستاد و شاگرد رو در روی یکدیگر قرار گرفته و با فرصت و آسانی ، مقصود خود را بیان دارند.اینجاست که درسهای گفتاری اخلاق ، ضرورت یافته و سخن از ویژگیهای درس اخلاق و آداب شاگردی آن مطرح می شود.ازاین روی ، در پرتو معارف اسلامی و بهره مندی از تجربه پاکان راه طی کرده ، به تبیین برخی از آنها پرداخته و بقدر توان در بررسی آن می کوشیم . باشد که این برترین امتیاز حوزه های علمیه (تهذیب اخلاق و نظام تحصیلی ) هر چه باشکوهتر و شایسته تر، رسالت [خودسازی] را به انجام رساند و مدخل پرواز ملکوتی را به روی سالکان حقیقت و معنویت بگشاید.

در نوشتار پیشین ،از ضرورت اخلاق و پیشینه تاریخی آن در حوزه های علمیه ، سخن رفت و در مقاله گذشته از[ ضرورت استاد و راهنما دراخلاق] و[ ویژگیهای استاداخلاق] بحث شد.اینک ، موضوع قابل ملاحظه دیگری که بدان می پردازیم ،[ چگونگی درس اخلاق و آداب شاگردی آن] است .

ویژگیهای درس اخلاق

۱٫ گرانباری

درس اخلاق بایداز مطلب و آموزش ، سرشار باشد، یعنی ، عصاره ساعتها کوشش و تحقیق استادی توان، در برابر فرصتی که شاگرد سپری می شود عرضه گردد.

آبشاری باشد که جانها را طهارت و طراوت بخشد و دل را در چشمه سار حکمتش سیراب کند. چونان صحیفه لقمانی ، حیات بقلبها دهد و آیینه وار سیمای انسانیت را در پیام آسمانی تصویر کند.ازارشاد و آموزش ، تشویق و توبیخ ، برهان و بصیرت ، سنت و سیاست ، حکمت و حکومت ، تهدید و ترغیب ، معاش و معاد، عقیده و جهاد، دین و دانش ،انذار و بشارت ، آکنده باشد. کشتی نجات از کام امواج[ فتنه ها]، آیینه شناخت[ خود] و آهنگ معرفت[ خدا] گردد. از بصر به بصیرت ازابهام به یقین آورد.

این باور ناصواب را که: [درس و پنداخلاقی تذکری صرف و گفتاری چند با آهنگ مخصوص است و نیاز به تحقیق ندارد]، باید به بایگانی نسیان سپرد، چرا که آموزش اخلاقی اگراز تحقیق واستواری شایسته بهره مند نبوده و توانایی اشباع هرگونه اندیشه ای را نداشته باشد، چگونه می تواند به تاثیرگذاری و داعیه سازی دست یابد؟

اگر توان زدایش هرگونه شبهه ر، پیرامون مبحث خود، نداشته و با مسامحه و بدون وسواسیت تحقیقی از کنار مسائل تربیتی بگذرد، کجا می تواندادامه پیام رسالت باشد، پیامی که شیوه تربیتی وابلاغش بر برهان واستدلال قانع کننده استواراست .

لقدارسلنا رسلنا وانزلنا معهم الکتاب والمیزان… ۱

ما فرستادگان خویش را با نشانیهای روشن و پیغامهای راست و رسا فرستادیم و باایشان کتاب و تراز و نازل کردیم .

در جای دیگر، خط و مشی پند دهی پیامبر[ص] را چنین ترسیم می کند.

فاعرض عنهم وعظهم و قل لهم فی انفسهم قولا بلیغا. ۲

ازایشان رو گردادن و آنان را پند واندرز ده و با آنها سخن بگو، رسا و بااثر که در دلشان ژرف آید و کارگر شود.

و نیز می فرماید:

ادع الی سبیل ربک بالحکمه والموعظه الحسنه و جادلهم بالتی هی

احسن… ۳

با حکمت واندرز نیکو به راه پروردگارت بخوان و با آنان با بهترین وجهی استدلال و مناظره کن.

رهنمودهایی که قرآن ، در شیوه ابلاغ وارشاد می دهد، همگی براستواری ، رسایی و روشنی پیام تکیه دارد. چنانکه کلماتی مانند: حکمت ، بلاغ مبین ، بینات ، نصیحت ، موعظه حسنه (جادلهم بالتی هی احسن ) و … نشانگراین خط و مشی است .

بنابراین ، همانگونه که درسهای دیگر حوزه ، مانند: منطق واصول ، با این که سالهااندیشه وران به تحقیق و تحلیل آن پرداخته و در تبیین مباحث آنها کوشیده اند، اکنون با دقت و پژوهش دنبال می شود، شایسته است که مسائل اخلاقی اسلام ، با همه پیچیدگی و اهمیتی که دارند و سوکمندانه تاکنون پژوهش بایسته ای پیرامون مباحث آنهاانجام نگرفته است ، بطور وضوح تحقیق شده و عرضه گردد.

امید که توانایانی ، کمر همت بسته و گامهای نخستین را دراین راستا بر دارند، حد و مرز هر یک از بحثهای اخلاقی را به روشنی بیان داشته و جایگاه آنها را در منابع اصلی معارف اسلامی نشان دهند.استادانی که بر کرسی درسهای اخلاق در حوزه می نشینند نیز، با حوصله واهمیت ، بحثهای گرانمایه را عرضه کنند و مددیاراین تحقیق و تبیین شایسته اخلاق اسلامی گردند.

۲٫ مراعات استعداد و توان دریافتی شاگرد

مطلب اخلاقی نباید روح شنونده را خسته کند واز توان و کشش او بیگانه یا برتر باشد. آن که اندیشه اش راادراک بدیهیات می لنگد، کی تحمل افکار بلند معنوی و روحی را دارد؟ تا کسی روحش به مرتبه شایسته از شناخت ، تعبد و دریافت حقایق نرسیده است ، عرضه مسائل سنگین و دشوار، براو خطاست ، زیرا باعث انحراف وی می گردد.

هر یک از صفات اخلاقی دارای مراتب و مراحلی است . مراتب بالا مدخل برخی از مسائل عرفانی است . ضمن رعایت ترتیب در بررسی این صفات ، گنجایش و سطح فهم شاگرد نیز، باید مراعات گردد.

امام سجاد[ ع] می فرماید:

حدثوالناس بما یعرفون و لاتحملوهم مالا یطیقون فتغرونهم بنا.۴

آنچه مردم توان فهمش را دارند به ایشان بگویید و چیزی که تحمل آن ندارند براندیشه ایشان بار نکنید، که دراینصورت آنان را به وسیله ما مغرور و فریفته خواهید ساخت .

در ره عشق نشد کسی به یقین محرم راز

هر کسی بر حسب فهم ، گمانی دارد

با خرابات نشینان زکرامات مگوی

هر سخن وقتی و هر نکته مکانی دارد ۵

از طرف دیگر نیز، نباید برای اندیشه های بلند که توان بیشتری جهت فهم و دریافت حقایق و معارف دارند، مطلب تکراری ، پیش پاافتاده و کم سود مطرح کرد، چرا که فرصت و عمرایشان ارزشمندترازاین بهایی است که به چنگ می آورند.

رسول اکرم[ ص] می فرماید:

انا معاشرالانبیاءامرنا نکلم الناس علی قدر عقولهم. ۶

ما گروه پیامبران ماموریم که با مردن به اندازه خردشان سخن بگوییم .

درس اخلاق ، باید آنچنان با حال و هوای شنونده مطابق و سازگار باشد، که مانند آب گوارا در گلوی تشنه او نفوذ کند و به روحش طراوات بخشد. نه چنان باشد که بخاطر کم مایگی و سادگی مطلب چیزی دستگیر شاگرد نشده و خاطرش راافسرده کند، و نه چنان دشوار و پیچیده باشد که باعث ابهام و سر درگمی او گردد.ازامام صادق[ ع] بیاموزیم که مطلب را تا جایی ادامه می دهد که در خور گنجایش و فهم شنونده است و آنجا که قدرت درک دراو نمی یابد، زبان بکام می گیرد و سکوت می کند.

سفیان می گوید:ازامام صادق[ ع] پرسیدم :

بین لی امرالواح والقلم والمداد فضل بیان و علمنی مماعلمک الله ،

فقال یاابن سعید لولاانت اهل للجواب مااجبتک.

پس از بیان مطالبی فرمود:

قم یا سفیان فلاامن علیک. ۷

امامان معصوم[ ع] در بیان هرگونه موضوعی ،اعم ازاخلاقی یااعتقادی ، سطح فهم شنونده را در نظر گرفته و بقدر آمادگی او سخن می گفتند. چنانکه امام علی[ ع] نیز هنگامی که کمیل برای فرا گرفتن دعای حضرت خضر، دعای کمیل ، به خدمت حضرتش رسید، می فرماید:

[ ای کمیل طول صحبت و خدمت تو موجب شد که ترا بچنین نعمتی و کرامتی سرافراز گردانم] ۸ .

بنابراین همان گونه که امامان[ ع] واقع بینانه ، گنجایش روحی و فکری شنونده را در نظر گرفته و سخن را بدینسان بر می گزیدند،استاداناخلاق نیز باید نخست نیاز و توان شاگرد را دریافته و به مقتضای حال او پند دهند و بحث را مطرح سازند.

۳٫ تنوع و شاداب

از آن روی که رسالت دراخلاق[ جذبه و تاثیرگذاری] است بایداز یک نواختی و ملال آوری بدور باشد و خاطر شاگرد را خسته نکند.

لحظات درس ، آنچنان جذاب و خوش خاطره بگذرد که تا فرصت دیگر شاگرد را در فضای معنوی خود نگاه دارد. همواره در یاد وی بماند و در برخوردها و حالات گوناگون ، چونان خاطره ای راه گش، یادآوری شود. درسی که افسردگی آورد و شاگرد پایان آن راانتظار کشد، یقینا موثر نخواهد بود، در یاد نمی ماند و روزنه ای نمی گشاید.از رسول اکرم[ ص] روایت شده است که فرمود:

ان موسی لقی الخضر[ ع] فقال :اوصنی ، فقال الخضر، یا طالب العلم ان

القائل اقل ملاله من المستمع فلاتمل جلسائک اذااحدثتهم… ۹

موسی[ ع] با خضر برخورد کرد و به وی گفت : مرا نصیحت و سفارش فرما. خضر گفت :ای دانش طلب ، باید بدانی که گوینده کمتراز شنونده ، دچار ملال خاطر و خستگی روحی می گردد، بنابراین ، آنگاه که با همنشینانت سخن می گویی ، نشستهای خود را خسته کننده و ملال آور نساز.

اگر معانی بلند و عمیق تربیتی ، با تعابیر زیبا و خوش آهنگ مطرح شود، ضرب المثلهای بج، حکایات متناسب ، آیات واحادیث بموقع ، تحلیل و توجیه شایسته و دیگر صنایع لفظی و معنوی بکار گرفته شود، بهتر بر جانها می نشیند و در یادها می ماند. شاگرد را نیز تا پایاندرس با نشاط، همراه خود می کشد.

امیرالمومنین[ ع] می فرماید:

ان هذه القلوب تمل کما تمل الابدان ، فابتغوا لها طرائف الحکم. ۱۰

روح بمانند بدن خسته می گردد، پس برای زدودن ملالت روح ، در پی حکمتهای طرفه و نو برآیید.

دانشهای تازه و شگفت آور که به دل لذت و خوشی دهد، تعبیرها و نکته های نشاط برانگیزی که شاگرد را زنده و گرم کند بکار گیرند.

درباره نشستهای آموزشی ازابن عباس نقل شده است که هرگاه از بحثهای علمی و یک نواخت خسته می شدند می گفتند: [حمضونا حمضونا] سپس دراخبار واشعار و مطالب گوناگون غوطه ور می شدند ۱۱ . نیز نقل شده است که شاگردان شیخ بهایی ، روزهای تعطیل بیش از روزهای درس از وی بهره مند می شدند، زیرا شیخ بهایی روزهای تعطیل ازانواع دانشه، اخبار شنیدنی و تحفه ،اشعار برگزیده و حکایات جذاب سخن می گفت . با این تنوع و شادابی ، که در شیوه آموزشی خود پدید می آورد، زمینه بهره وری از دانشهای جدید، نشاط و شکوفایی را برای روزهای درسی و فراگیری علم ، فراهم می آورد. ۱۲ .

بنابراین ، درس اخلاق باید سرشاراز مطالب گوناگون و تازه باشد، تا شادابی و جذبه ، در تمام لحظات درس سایه افکن شده و نبض شاگرد به آهنگ درس بزند.

۴٫ تاثیرگذاری

درسی که داعیه تربیت وارشاد دارد، کمترین انتظاری که از آن می رود، تاثیر گذاری است ، یعنی ، باید به گونه ای باشد که شنونده را به فضای پیام خود بکشد و در تیررس خطابش قرار دهد و بسان وجدان با او سخن بگوید. زبان حالی باشد که موجب انقباض وانبساط وی شود و احساس او را برانگیزاند. شورانگیزی و داعیه سازی رسالت اصلی درس اخلاق است ، یعنی ، خواه ناخواه باید شنونده را متاثر سازد و شوق به نیکی را دراو برانگیزد.

امام علی[ ع] می فرماید:

انفع المواعظ ماردع. ۱۳

سودمندترین پنده، آن است که در مخاطب نفوذ کند و آتش عشق به رستگاری و درستکاری را در وی برافروزاند.

زمزمه گفتاراخلاق باید لطیف ترین ترجمان احساسات درونی شنونده باشد. دلهای سخت را نرم کند و عواطف انسانی را برانگیزاند. آنچنان رسا و بااثر باشد که در دلها ژرف آید و کارگر شود.امام علی[ ع] می فرماید.

المواعظ صقال النفوس و جلاءالقلوب. ۱۴

پنده، صیقل جانها و شکوفا کننده دلهاست .

ارشادهای اخلاقی ، در حقیقت برگردان و تبیین دیگری از کلام خداوندی است . همانگونه که آیات قرآنی ، در شنونده تاثیر می گذارد، مطالب اخلاقی نیز باید چنین باشد. قرآن در آیات گوناگون بر ویژگی تاثیرگذاری خود تکیه می کند و آن رااعلان می دارد:

واذا تلیت علیهم آیاته ایمانا و علی ربهم یتوکلون. ۱۵

و چون آیات قرآن را برایشان بخوانند، برایمانشان افزوده شود و به خدای خویش توکل کنند.

لوانزلنا هذاالقرآن علی جبل الرایته خاشعا متصدعا من

خشیه الله… ۱۶

اگراین قرآن را بر کوه نازل می کردیم ، مشاهده می کردی که کوه از ترس خدا خاشع و ذلیل و متلاشی می گشت .

واذا سمعوا ماانزل الی الرسول تری اعینهم تفیض من الدمع مما

عرفوا من الحق یقولون ربناامنا فاکتبنا مع الشاهدین. ۱۷

هنگامی که ( اصحاب نجاشی ) آیات نازل شده بر پیامبر[ص] را شنیدند، بسبب آنچه از حق شناختند، اشک از چشمانشان روان شد و گفتند: پروردگارا ما گرویدیم ، پس ما را در شمار گواهان خویش بنویس .

مردم با شنیدن آیات ، به سجده ، می افتادند، تسبیح و تقدیس خدا می کردند، گریه کنان بر زمین چهره می سائیدند واز خشوع و نرم دلی سرشار می شدند. بنابراین ، پیام اخلاقی نیز، باید چونان سرچشمه خود(قرآن ) دارای چنین تاثیر و قدرتی باشد، که حال شنونده پس از شنیدن ، غیراز حال او پیش از شنیدن باشد.

در تاریخ حوزه های علمیه نیز، درسهایی منشا برکت بوده واز خود نام و آوازه ای بجای گذاشته اند که از ویژگی تاثیرگذاری برخوردار بوده اند.

مرحوم مطهری ،از صاحب دلی چنین یاد می کند:

[… درک محضراو را میرزا علی آقای شیرازی همواره یکی از ذخایر گرانبهای عمرم ، که حاضر نیستم با هیچ چیز معاوضه کنم ، می شمارم و شب و روزی نیست که خاطره اش در نظرم مجسم نگردد…او بحقیقت یک عالم ربانی بود… سخن دل رااز صاحب دلی شنیدن ، تاثیر و جاذبه و کشش دیگری دارد… مواعظ واندرزهایش از جان برون می آمد لاجرم بر دل می نشست]… ۱۸ .

و نیزاز درس اخلاق امام خمینی و تاثیرگذاری آن چنین می نویسد:

درس اخلاقی که به وسیله شخصیت محبوبم در هر پنجشنبه و جمعه گفته می شد، و در حقیقت در معارف و سیر و سلوک بود نه اخلاقبه مفهوم خشک علمی ، مرا سرمست می کرد. بدون هیچ اغراق و مبالغه ای این درس ، مرا آنچنان به وجد می آورد که تا دوشنبه و سه شنبه هفته بعد، خودم را شدیدا تحت تاثیر آن می یافتم . بخش مهمی از شخصیت فکری و روحی من ، در آن درس و سپس دردرسهای دیگری که در طی دوازده سال از آن استادالهی فرا گرفتم ،انعقاد یافت . ۱۹

مرحوم آقا نجفی راجع به درس مرحوم ملامحمد کاشی ، می نویسد:

[به قدر یک ربع ساعت موعظه و نصیحت می نمود که خیلی موثر واقع می شد، به طوری که مصمم می شدیم بالکلیه ،از دنیا و مافیها صرف نظر کرده ، متوجه آخرت گردیم] ۲۰ .

۵٫ پرهیزازالقایخرافات واوهام

اکنون که پس ازانقلاب ، بازار عرفان گرایی و کرامت سازی رواج یافته است و هر کس به نام طریقت و معنویت پخت و پزی دارد، رسالتدرسهای اخلاقی بسیار حساس شده است ، زیرا بایداز یک سواخلاق و معنویات ناب اسلامی را مطرح کند، واز دیگر سوی پیرایه ها واوهامات رااز پیکر آن بزداید. دراین آشفته بازار، حکایات شگفت ، کرامات معجزه وار و مدعیان ره طی کرده ، درس واقع بینانه ، درسی است که کویرهای جان رااز سرچشمه های وحی شاداب کند و راه درست و روشن را به وضوح پیش پای ساکنان بنهد. درس واقع بینانه نه تنها به رشد و زمینه سازی برای خرافات دمن نمی زند، بله با مهارت و دقت ، مرز حقیقت و خرافه را مشخص می سازد.از آن جهت که مسائل روحی انسان و گفتگو درباره جان و روان آدمی ، بسیار پیچیده و دشواراست ، آموزش اخلاقی واقع بینانه اطراف هر مبحثی را روشن ساخته واز هرگونه ابهام و مسامحه ای ، که ممکن است نتیجه معکوسی به بار آورد، دوری می گزیند.

رعایت نظم و ترتیب

همانگونه که بسیاری از علوم و فنون ، دارای ترتیب و چینش مخصوص به خود هستند، دانش اخلاق نیز بایداز دسته بندی ویژه بخود، برخوردار باشد و رتبه های گوناگون مباحث ، که هر یک نسبت به دیگری پایه واصل شمرده می شود، رعایت گردد.ارشاد و پندی موثراست که مراحل گوناگون آن ، قدم به قدم پیموده شود. نخست به مطالبی که نقش مقدمی داشته و زمینه فکری و روحی را برای شاگرد آماده می سازد پرداخته شود و سپس به مباحثی که پایه و رکن برای مسائل اخلاقی شمرده می شود رسیده و در پایان مطالب ریزتراخلاقی مطرح گردد .

درسی که داعیه تهذیب نفس و تطهیر قلبها را دارد، زمانی بدین نقش خود دست می یابد که با مهارت و ترتیب درست عرضه گردد و براساس انتظاری که ازاثر هر بحث می رود دسته بندی شود.

امام علی[ ع] می فرماید:

احسن الکلام مازانه حسن النظام و فهمه الخاص والعام. ۲۱

بهترین کلام آن است که نیکو زینت داده شده باشد، تا عام و خاص آن را بفهمند.

در سیستم آموزشی اخلاق نه تنها بایسته است که ترتیب کلی مباحث رعایت شود و فصلها با توجه به اهمیت و رتبه در پی هم بیایند، بلکه در هر یک مباحث جزئی نیز، مراعات چگونگی بحث و بکارگیری اصول تبلیغی لازم است . در هنگام بحث از یک صفت اخلاقی پس از تبیین ماهیت و مفهوم ، بررسی پیامدهای سوء و ره آوردهای نیک آن ضرور می نماید.

روی همین اصل نظام و ترتیب است که پیامبران بزرگ الهی در پند و اندرز،انذار و تبشیر را مد نظر قرار می دهند:

و ما نرسل المرسلین الامبشرین و منذرین. ۲۲

فبعث الله النبیین مبشرین و منذرین. ۲۳

به اندیشه وادار و یادآوری و تذکار پیامدهای خطرناک گناه ، رسالت معلم و راهنمای اخلاق است ، که با توجه به شرایط واقتضا و کشش درونی افراد، با ترتیب و نظمی حکیمانه بایستی القاء شود. در همین رابطه قرآن از زبان حضرت نوح[ ع] بیان می دارد.

انی لکم نذیرمبین ،ان لاتعبدواالاالله انی اخاف علیکم عذاب

یوم الیم . ۲۴

یا خطاب به پیامبر می فرماید:

فذکرانماانت مذکر. ۲۵

پس درس اخلاق باید براساس نظم و ترتیب ، پی ریزی و گام بگام این راه پر پیچ و خم طی شود.این درس بزرگ ،استاد توان، با ذهنی منسجم و آشنائی به احوالات را می طلبد، که بتواند مطالب مفید به حال شنوندگان را بااسلوبی صحیح مرتب و عرضه کند.

در پایان این بخش از باب تذکر به برخی از ویژگیهای درس اخلاق اشاره می کنیم :

۱٫ همانگونه که از کلمات واصطلاحات اخلاقی مانند: نصیحت ، موعظه ، انذار، تبشیر، هدایت وارشاد بر می آید،انگیزه راهنمایی باید خیرخواهانه واز روی اخلاص باشد.

قرآن از زبان حضرت نوح[ ع] نقل می کند[ وانالکم ناصح امین] ۲۶ .

۲٫از آن روی که موضوع اخلاق وارشاداز برترین وارجمندترین دانشهاست ، سزاواراست که بهترین ساعات شبانه روز برای درس ،اختصاص شود. ملاحسینقلی همدانی ، به مدت سی سال در صبحگان درس اخلاق می گفت و سپس به درسهای فقه واصول می پرداخت .

۳٫استاد درارائه درس ، هیچگونه چشم داشتی بجزارشاد و هدایت شاگرد نباید داشته باشد و با توکل و رضای خدا دراین راه تلاش کند.

۴٫ محیط درس بایداز برخوردهای مهربانانه آکنده باشد، که این رمز موفقیت است چنانکه قرآن رمز موفقیت پیامبر بزرگ اسلام را در همین اخلاق نیکو و برخوردهای مهربانانه دانسته است :

فبما رحمه من الله لنت لهم ولو کنت فظا غلیظ القلب

لانفضو من حولک فاعف عنهم واستغفرلهم و شاورهم فی الامر فاذا عزمت فتوکل علی الله ان الله یحب المتوکلین. ۲۷ .

مرحمت خدا تو را با خلق مهربان و خوشخوی گردانید.اگر تندخو و سخت دل بودی مردم از گرد تو متفرق می شدند. پس چون امت بنادانی درباره تو بد کننداز آنان در گذر واز خدا برای آنان طلب آمرزش کن و برای دل جوئی آنان در کارها باایشان مشورت کن ، لیکن آنچه خود تصمیم گرفتی با توکل به خداانجام ده ، خدا آنان که براواعتماد کنند دوست دارد و یاری کند.

در جای دیگراز سیره پیامبر[ص] چنین تصویر می دهد:

لقد جائکم رسول من انفسکم عزیز علیه ماعنتم حریص علیکم

بالمومنین روف رحیم. ۲۸

همانا رسولی از جنس شما برای هدایت خلق آمد، که از فرط محبت و نوع پروری ، فقر و پریشانی و جهل و فلاکت شما براو سخت می آید، و بر آسایش و نجات شما بسیار حریص و بمومنان رئوف و مهربان است .

آداب شاگردی اخلاق

۱٫ فروتنی وانعطاف پذیری

حالت انقیاد و پذیرش در برابر علم و در محضر معلم ، زینت متعلم است . شرط بهره مندی از دانش و پندهای تربیتی ، روحی نرم واندیشه ای رام داشتن است .اگر چه مستعد و تیزهوش باشی اما سزاوار نیست که از کمال خود لاف زنی و خود را در سایه خیال بافیهایت مسخ سازی . سرکشی از پذیرش حق و کناره گیری از فروتنی در برابر پند، تو راازاستعداد و ذکاوت ذاتیت نیز محروم می سازد.

امام علی[ ع] می فرماید:

من اعرض عن نصیحه الناصح احرق بمکیده الکاشیح. ۲۹

آن که پند خیرخواهی روی بگرداند، به مکر دشمن گرفتار می شود.

آدمی هر چند گرانقدر و تواناتر گردد، نیاز به فروتنی و نرمخویی فزونتر می شود.

چون پیمبر نیستی پی رو براه

تا رسی از چای روزی سوی جاه

تو رعیت باش چون سلطان نه

خودمردان چون مرد کشتیبان نه

انصتو را گوش کن خاموش باش

چون زبان حق نگشتی گوش باش ۳۰

پیش داوری نیز آفتی برای تهذیب نفس و تطهیر قلب است ، یعنی : نباید پیشاپیش در نظر خوداصول مسلمی را بسازد واز آنها عدول نکند و همه چیز را در ترازوی سنجش آنها بگذارد.

این خودرایی و خشک اندیشی ، نمی گذارد دل در کمند پند در آید و گوش آویزاندرزی شود.احساس بی نیازی از شنیدن راهنمایی دیگران و سرسنگین بودن در برابر درسها و هدایتهای اخلاقی ، زمینه طغیان و سرکشی را آماده می سازد. و قرآن سبب سرکشی انسان را[ بی نیاز پنداشتن خود] می داند:

ان الانسان لیطغی ان رآه استغنی. ۳۱

آدمی که خود را بی نیاز به پندارد، طغیان می کند.

مغرور شدن به توانایی اندیشه خود، شایسته خردمند نیست .امام علی[ ع] می فرماید:

حق علی العاقل ان یستدیم الاسترشاد فیترک الاستبداد . ۳۲

شایسته و سزاوار خردمنداست که همواره راه راست بجوید و خود رایی را رها کند.

هیچ دانی چه کسی گشت استاد

آن که شاگرد شد و عار نداشت

دراین درگه بلنداو شد که افتاد

کسی استاد شد کو داشت استاد

زکاریست اگر کار آگهی آگاه

هم از شاگردی آموزگاری است .

آدمی بالفطره منعطف و تاثیرپذیر آفریده شده است .اگر به باورهای نادرست و منفی بافیهایی که از خواجه مرادی و خود بزرگ بینی او سرچشمه می گیرد آلوده نشود، پند پذیر و هدایت شونده خواهد بود. دلیلی ندارد که از نور هدایت وارشاد پاک دلی بهره نگیرد و پیام خیرخواهی را نشنود.

چرا که اگرارشاداخلاقی ، رسا و درست انجام گیرد، سحرگونه قلبها را تسخیر کرده و روحها را بر می انگیزد.انسان معجونی از عواطف و عزیزه هاست ، با آنچه می شنود و می بیند و درک می کند زندگی دارد.این خودسریها و سنگدلیهای تازه رشد کرده است که مانع آن می شود که آدمی در شعاع نور هدایت قرار گیرد.

امام علی[ ع] ، در تاثیر مواعظ شیو، می فرماید:

… فیالهاامثالا صائبه و مواعظا شافیه لو صادفت قلوبا

زاکیه واسماعا واعیا وآراء عازمه والبابا حازمه … ۳۳ .

اوه چه مثلهای صائب و رسائی و چه اندرزهای دلنشین ، ولی بشرط آن که با قلبهای پاک مواجه گردد و در گوشهای شنوائی فرو رود و به رایهای جازم و عقلهای کاملی دست یابد.

دراین سخن کوتاه و گویای مولا (ع) چهار شرط اصلی برای بهره مندی از مواعظ بیان شده است که هر یک از شرایط، رکنی اساسی در آداب شاگردی اخلاق بشمار می آید.

بنابراین ، تا درون از تعلقات ناشایست پاک نگردد و گوش دل برای شنیدن پیام خیرخواهانه مهیا نباشد و عزمی بسامان رساننده ، پشتوانه نشود و خلاصه اندیشه ای توانا و پابرجا راه را روشن نسازد، کجا نصیحت و درس اخلاق ، می تواند تاثیر بگذارد.

حضرت عیسی[ ع] می فرماید

بحق اقول لکم :ان الزرع ینبت فی السهل

از روی حقیقت این سخن را با شما می گویم : کشت در دشت نرم و آماده می روید، نه در روی سنگ . حکمت نیز چنین است در قلب فروتن شکوفا می شود نه در قلب متکبر و جبار.

۲٫ آمادگی روحی

راهنما واستاداخلاق یقینا عامل اصلی در کمال نیست ، بلکه این شاگرداست که باید قابلیت ،استعداد و آمادگی روحی داشته باشد، بنابراین ،اگرانسانی فاقد آمادگیهای لازم باشد،امیدی به راهنمایی او نبوده واز تربیت وارشاداثری نمی پذیرد.

بقول شیخ سعدی :

چون بوداصل گوهری قابل

تربیت را دراواثر باشد

هیچ صیقل نکو نداند کرد

آهنی را که بدگهر باشد

سگ بدریای هفتگانه مشوی

که چو تر شد پلیدتر باشد ۳۵

نور معرفت و فضایل اخلاقی به درونی می تابد که آنجا را شایسته بیابد. قلبی که انباشته از شهوات و خاطرات است ، جایگاه نور دانش و هدایت نمی شود.

مرحوم فیض[ ره] دراین باره می فرماید:

[جوینده دانش را شایسته است که : نخست درون راازاخلاق زشت واوصاف ناپسند پاک سازد، زیرا دانش عبادت قلبی و نماز درونی است که آدمی به وسیله آن بخدا تقرب می جوید. همانگونه که نماز، بااین که وظیفه اعضاء ظاهری است ، جز با طهارت انجام نمی گیرد، عبادت باطنی و سازندگی قلب نیز جز با پالایش درون ،ازاخلاق زشت واوصاف ناپسند،انجام نمی پذیرد…

ازاین روی پیامبر[ص] فرموده است :

لاتدخل الملائکه بیتا فیه کلب

قلب جایگاه ملائکه و آثار رحمت ایشان است . صفات نکوهیده مانند غضب ، شهوت ، کینه ، حسد، کبر، عجب و ماننداینها مثل سگان پاره کننده هستند، پس ملائکه چگونه وارد شوند جایی را که مملواز سگان است و نور دانش را هم خداوند بر قلبی نمی تاباند مگر بواسطه ملائکه ۳۶ .

گر چه حکمت را به تکرار آوری

چون تا نااهلی شوداز تو بری ۳۷

تا آیینه دل ، صاف و پاک نباشد، فضائل در آن نقش نمی بندد. شاگردی مکتب اخلاق و خودسازی ، آمادگی روحی و سنخیت باطنی می خواهد. دانه های شفاف باران ، یکسان بر زمین می ریزد،اما به تناسب آمادگی که هر نقطه از زمین دارد، گوشه ای لاله می روید و گوشه ای خس بار می دهد.این آهن است که باید خود را در حوزه جاذبه آهن ربا قرار دهد تا جذب کشش او شود.

تو مپندار که مجنون سرخود مجنون شد

لیلی بود زسمک تا به سماکش کشش

قلب سلیم و فطرت سالم است که از پنداخلاقی تاثیر می پذیرد و شایستگی بهره مندی می یابد. هنگامی که موسی[ ع] استاد و راهنمای خود (خضر) را می یابداز وی تقاضای وصیت و دستورالعمل می کند. خضر[ ع] پیش از پرداختن به پاسخ آمادگی روحی را برای شنیدن توصیه های اخلاقی گوشزد می کند.

…واعلم ان قلبک وعاء فانظر

بدان که قلب تو ظرف و جایگاه است ، بنگر که با چه چیزانباشته اش می گردانی ای موسی ، خویشتن را برای صبر واستقامت آماده ساز، تا به مقام حلم و خویشتن داری دست یابی ، قلبت را با تقوی همراه ساز، تا به علم و آگاهی دست یابی ، روح و جانت را با بردباری و شکیبایی تمرین بده ، تااز آنگاه رهایی پیداکنی

ای موسی ،اگر خواهان علم و معرفت هستی خویشتن رااز هر چیزی فارغ و آسوده خیال ساز، زیرا علم و دانش از آن کسی است که خود را فارغ از هر چیزی ، دراختیار آن قرار دهد.

۳٫ عزم واراده توانا

از ویژگیهایی که برای درس اخلاق شمردیم :[ تاثیرگذاری و داعیه سازی] بود،اما باید توجه داشت که تنها عامل موفقیت ، داعیه ساز بودندرس نیست ، بلکه این عزم واراده شاگرداست که تاثیر وانگیزه پدید آمده را به انجام می رساند و بدان تحقق می بخشد.

براساس اصل اثرپذیری انسان ، کسانی که از پندهای اخلاقی وارشادی ، انگیزه می گیرند کم نیستند،اما آنان که توفیق عمل پیدا کرده و به مقصد می رسنداندکند.این اراده مصمم است که انگیزه و دریافت را به تحقق می رساند.

ناکامی و واماندگی بسیاری از سالکان راه تربیت ، ضعف و سستی در عزمها بوده است ، که در برابر موانع و دشواریها به زانو آمده و بریده اند.

درس مطلوب واستاد شایسته به تنهائی کارساز نیست ، شاگرد بایداز عزم واراده ای توانا برخوردار باشد و قدرت به کارگیری پیامها را داشته باشد، والاامید به کامیابی و موفقیت آن نمی رود.

قرآن ناکامی حضرت آدم[ ع] را در ضعف اراده و نداشتن عزم می داند:

ولقد عهدناالی آدم من قبل فنسی و لم نجدله عزما ۳۹ .

از پیش با آدم پیمان بستیم ،امااو فراموش کرد و درا و عزم و اراده توانا نیافتیم .

در برابر نکته ضعفی که از آدم[ ع] بیان می شود، عامل گستردگی قلمرو و پیروزی پیامبران صاحب شریعت را صفت[ الوالعزم] بودندایشان شمرده و آنها را بدین جهت می ستاید:

واصبر کما صبرالوالعزم من الرسل … ۴۰ .

بردباری و شکیبایی کن همانگونه که پیامبران الوالعزم شکیبا بودند.

امیرالمومنین[ ع] نیز پیامبران بزرگ الهی را براین صفت می ستاید:

…ولکن الله سبحانه جعل رسله اولی قوه فی عزائمهم و ضعفه

فیماتری الاعین من حالاتهم مع قناعه تملا القلوب والعیون غنی و خصاصه تملا الابصار والاسماع اذی … ۴۱ .

اما خداوند پیامبران خویش رااز نظر عزم واراده ، قوی واز نظر ظاهر، فقیر و ضعیف قرار داد، ولی توام با قناعتی که قلبها و چشمها را پراز بی نیازی می کرد، هر چند فقر و ناداری ظاهری آنان چشمها و گوشها رااز ناراحتی مملو می ساخت .

علی[ ع] رمز پیروزی پیامبر[ص] را در بر پایی دین خداوند و داشتن صفت عزم ، می داند:

قائما بامرک مستوفزا مرضاتک ، غیرنا کل عن قدم ولا واه فی عزم ۴۲

پیامبر به امر و فرمان تو قیام کرد، برای به دست آوردن خشنودی تو شتاب کرد، بدون این که از پیشی گرفتن بماند و دراراده و تصمیمی که داشت سستی می ورزد.

در روایتی که قبلااز مولا نقل کردیم یکی از شرایط بهره مندی از موعظه و پنداخلاقی را[ آارء عازمه] بیان فرموده بود.

۴٫ حفظ احترام و قداست درس واستاد

پیدا کردن استاد و راهنمای لایق ، کاری بسیار دشواراست ،ازاین روی اگر توفیق یار شد و دست به دامن خضر راهی رسید، باید گرانقدر و ارجمندش داشت .

علاقه واحترام به استاد،احترام به دانش ، حیات ، شخصیت و کمال است . هر چه بهره مندی زیادتر گردد، بزرگداشت راهنماافزونتر باید باشد و سپس بدل به علاقه شده و در نهایت سراز محبت و عشق درآورد.

شاگردانی که با علاقه و شیداوار پیام استاد و کوکب هدایت را شنیده اند، در تاریخ انسانیت صاحب آثار شگفت و نام و آوازه گشته اند که روشن است این از روابط معمولی شاگرد واستاد چنین نشانه هایی پدیدار نگشته است .

رابطه راهرو با راهبر غیراز رابطه استادان و شاگردانی است که به راه و رفتن کاری ندارند و فقط در پی اندوخته های فزونتر ذهن هستند.

علاقه شیخ طوسی ، به سید مرتضی ، ملاصدرا به میرداماد، ملاحسینقلی همدانی به سیدعلی شوشتری ، شاگردان ملاحسینقلی به وی ، علامه طباطبائی به محروم قاضی ،امام خمینی به شاه آبادی ، مطهری به امام خمینی و صدها نمونه دیگر غیراز علاقه ها و رابطه ای است که هر دانش آموزی با معلم خود دارد.

استاداخلاقی که به شایستگی راهبری کند، حق حیات و شخصیت به شاگرد پیدا می کند و در تمامی کمالات و فضایل او شریک می گردد.

امام سجاد[ ع] می فرماید:

اما حق سائسک بالعلم ، فالتعظیم له ، والتوقیر لمجلسه ، و حسن الاستماع

الیه ، والاقبال علیه ، والمعونه له علی نفسک ، فیما لاغنی بک عنه من العلم ، بان تفرغ له عقلک ، و تحضره فهمک ، و تزکی له (قلبک )، و تجلی له بصرک ، بترک اللذات ، و نقص الشهوات … ۴۳ .

حق آن که راهنما واستاد توست در فراگیری دانش و معرفت ، بزرگ داشتن او واحترام گزاردن به مجلس او و نیکو گوش فرا دادن به سخنان او و کمک گرفتن ازاو بر ضدخواهشهای نفس خود، تا بتوانی آن اندازه از علم که ضرورت دارد فراگیری .این است که باید نیروی عقلت را مهیا سازی و فهم خویش را آماده کنی و قلب را پاکیزه نگاه داری و دیده را جلا بخشی ، واین همه با ترک لذات و کاستن از شهوات میسراست .

محضر و مدرس اخلاق ، آداب و قداستی ویژه دارد. همانگونه که دانش آموخته می شود، آداب شاگردی و شنیدن پیام اخلاق نیز باید فرا گرفته شود.

پند و پیام اخلاقی خود پیوندی است میان راهرو و راهبر.اگر شاگرد اخلاق از سرچشمه حکمت و تدبیراستاد سیراب شود و جان تشنه اش طراوت و شادابی یابد، خودبخود علاقه مند و شیدای منبع حیات خویش می گردد و اندرز و پنداو را به گوش جان می خرد. با طهارت باطنی و حتی ظاهری در محضراستاد حاضر می شود.

این بود گوشه از وظایف راهنمایان اخلاق و درنگی کوتاه در ویژگیهای درس اخلاق و بالاخره نیم نگاهی به آداب شاگردی و بهره مندی از کلاس تربیت .امید که توفیق یار شده و عزم واراده مدد کار، تا گامی فرا پیش نهیم و دل به پیام راه طی کرده ای بسپاریم .


پاورقی ها:

۱٫ سوره حدید، آیه ۲۵٫

۲٫ سوره نساء، آیه ۶۳٫

۳٫ سوره نحل ، آیه ۱۲۵٫

۴٫ الیحاه ، ج ۱٫۱۵۱٫

۵٫ دیوان حافظ، غزل ۱۲۱٫

۶٫ تحف العقول ، ۳۶، ترجمه فارسی .

۷٫ تفسیر صافی ، ج ۵٫۲۰۷٫

۸٫ انیس الیل در شرح دعاء کمیل ، .۱۵٫

۹٫ منیه المرید، .۴۵، چاپ انتشارات اسلامی .

۱۰٫ نهج البلاغه ، فیض الاسلام ، حکمت ۸۹٫

۱۱٫ روضات الجنات ، ج ۷٫۶۸٫

۱۲٫ همان مدرک .

۱۳٫ نهج البلاغه ، حکمت ۳۸۸٫

۱۴٫ غررالحکم ، ج ۱٫۳۵۷٫

۱۵٫ سوره انفال ، آیه ۱۲٫

۱۶٫ سوره حشر، آیه ۲۱٫

۱۷٫ سوره مائده ، آیه ۳٫

۱۸٫ سیری در نهج البلاغه .۵۲٫

۱۹٫ سیمای فرزانگان ، ج ۳٫۵۱٫

۲۰٫ سیاست شرق ، ۱۸۸٫

۲۱٫ غررالحکم ، ج ۲٫۴۶۳٫

۲۲٫ سوره کهف ، آیه ۵۶٫

۲۳٫ سوره بقره ، آیه ۲۱۳٫

۲۴٫ سوره هود، آیه ۲۶٫

۲۵٫ سوره غاشیه ، آیه ۲۱٫

۲۶٫ سوره اعراف ، آیه ۶۸٫

۲۷٫ سوره آل عمران ، آیه ۱۵۹٫

۲۸٫ سوره توبه ، آیه ۱۲۸٫

۲۹٫ غررالحکم ، ج ۵٫۳۵۰٫

۳۰٫ مثنوی معنوی ، دفتر دوم ، بیت شماره ۲۴۵۱۳٫

۳۱٫ سوره اقر، آیه ۸۷٫

۳۲٫ غررالحکم ، ج ۳٫۴۰۱٫

۳۳٫ نهج البلاغه ، صبحی صالح ، ۸۳٫

۳۴٫ الحیاه ، ج ۲٫۳۱۸٫

۳۵٫ کلیات سعدی ، چاپ فروغی ، ۱۵۳٫

۳۶٫ الحقایق ، .۲۷٫

۳۷٫ مثنوی معنوی ، دفتر ۲، بیت شماره ۳۱۶٫

۳۸٫ بحارالانوار، ج ۱٫۲۲۷٫

۳۹٫ سوره طه ، آیه ۱۱۵٫

۴۰٫ سوره احقاق ، آیه ۳۵٫

۴۱٫ نهج البلاغه ، فیض الاسلام ، خ ۲۳۴٫

۴۲٫ همان مدرک ، خ ۷۱٫

۴۳٫ الحیاه ، ج ۲٫۲۷۱، چاپ دوم

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.