جلسه شورای مرکزی روحانیت با حضور امام جمعه ادیب شاهین دژ در محل دفتر امام جمعه برگزار گردید


کد خبر : 12293
جلسه شورای مرکزی روحانیت با حضور امام جمعه ادیب شاهین دژ در محل دفتر امام جمعه شهرستان شاهین دژ برگزار گردید.
جلسه شورای مرکزی روحانیت با حضور امام جمعه ادیب شاهین دژ در محل دفتر امام جمعه شهرستان شاهین دژ برگزار گردید.

photo5859206673560874320.jpg (1280×960)

علما و دانشمندان سراسر جهان بویژه علما و متفکران اسلام بزرگ یکدل و یک جهت در راه نجات بشریت از تحت سلطه ظالمانه این اقلیت حیله باز و توطئه گر که با دسیسه ها و جنجال ها سلطه ظالمانه خود را بر جهانیان گسترده اند بپا خیزند و با بیان و قلم و عمل خود خوف و هراس کاذبی را که بر مظلومان سایه افکنده است بزدایند و این کتاب هایی را که اخیرا با دست استعمار که از آستین کثیف این بردگان شیطان منتشر شده و دامن به اختلاف بین طوایف مسلمین می زنند نابود کند و ریشه خلاف که سرچشمه همه گرفتاری مظلومان و مسلمانان است را بر کند و یکدل و یکسو بر این رسانه های گروهی که در بیشتر ساعات شب و روز به فتنه انگیزی و نفاق افکنی و دروغ پردازی و شایعه سازی عمر خود را می گذرانند پرخاش کنند و بر سرچشمه تروریزم که از کاخ سفید می جوشد بشورند.چرا که با ریشه یابی معلوم می شود اساس آنچه که تفنگداران و سربازان آمریکا را در بیروت و دیگر جاها با انفجارهای محیط به هلاکت رسانده و می رساند، همان کاخ های ستم بویژه کاخ سفید است. (۱) آقایانی که از اطراف آمده اید، از اطراف دنیا آمده اید، علما هستید باید متشبث به آن سیره ای بشوید که پیغمبر اکرم و ائمه اسلام بین ما گذاشته است که حتی آن روزی که دست هایشان بسته بود و نمی توانستند یک کلمه بر خلاف سیاست دولت وقت بگویند، با ادعیه شان مردم را دعوت می کردند، دعا می کردند، با دعا مردم را دعوت می کردند و هر روزی که فرصت می کردند .در هر فرصتی تصریحا دعوت می کردند.ما باید به آنها تشبث پیدا بکنیم، به قرآن کریم تشبث پیدا بکنیم.قرآن کریم دعوت به وحدت می کند، دعوت به این می کند که مخالف با هم نباشید که فشل بشوید.و مع الاسف بعض از روحانیون وابسته به دولت های اسلامی دعوت به فشل می کنند، می خواهند فشل ایجاد کنند.در یک مرکز اسلامی به اسلام نمی توانند حمله کنند به ایران که می خواهند اسلام را پیاده کند حمله می کنند.

آن قاضی ای که در حجاز یا در مصر یا در سایر جاها بر خلاف قرآن کریم دعوت می کند، لکن نه به طوری که صریح باشد، بر خلاف قرآن کریم دارد دعوت می کند و مسلمین را از هم جدا می کند، آن قاضی، قاضی جور است و شما باید آنها را سر جای خودشان بنشانید.شما که بر می گردید به ممالک خودتان، در خطبه های نماز جمعه، در ادعیه ای که می خوانید خطبه های شما همانطور که در صدر اسلام خطبه ها یک جنبه سیاسی داشته است، نماز جمعه یک اجتماع سیاسی است.نماز جمعه یک عبادت سر تا پا سیاسی است و مع الاسف در جاهایی انسان می بیند که در نماز جمعه ابدا مربوط به چیزهائی که ملت ها به آن احتیاج دارند، چیزهائی که مسلمین، اجتماع مسلمین بر آن احتیاج دارد، خبری نیست.

در صدر اسلام مساجد، محافل و نمازها جنبه سیاسی داشته است، از مسجد راه می انداختند لشکر را به جنگی که باید بکنند و به آنجائی که باید بفرستند.از مسجد مسائل سیاسی طرح ریزی می شد.از مسجد، مسجد محل این بود که مسائل سیاسی در آن طرح بشود، مع الاسف مساجد را ما کاری کردیم که به کلی از مصالح مسلمین دور باشد و با دست ما آن طرح هائی که برای ما ریخته بودند با دست خود ما پیاده شد و ما دیدیم آنچه که، مسلمین دیدند آنچه که باید ببینند و امروز باید بیدار بشوند مسلمین.می توانند، به صراحت وقتی که می بینند حکومت شان بر خلاف اسلام عمل می کند، بگویند.نمی توانند، با دعا، با خطبه و به طور کلی با ظالمین، به طور کلی با متجاوزین، با مخالفین اسلام معارضه کنند.خطبه ها را نگذارند چند تا دعا باشد و چند تا ذکر باشد و این چیزها، همانطوری که تا حالا بوده است، خطبه ها را محتوایش را قوی کنید.

شما قوی هستید، مردم همراه شما هستند، مردم همراه حکومت های جور نیستند، مردم همراه با علما هستند.شما قوی هستید، شما هر کدام در محل خودتان همان قدرتی دارید که روحانیون ایران در اینجا دارند.آنها عمل کردند در مقابل یک قدرتی که در منطقه نظیر نداشت، در مقابل یک قدرتی که هیچ یک از قدرت های منطقه شبیه به او نبودند.همین مردم کوچه و بازار ما و همین کشاورزان و کارگران ما به واسطه تعلیمات اسلامی که علمای اسلام به آنها داده بودند و دادند بیدار شدند و هجمه کردند بر یک همچو قدرتی و او را شکستند و او را بیرون کردند، شما هم می توانید.ننشینید که برای شما حکومت هایتان کار کنند.آنها برای خودشان کار می کنند.شما اسلام را باید تقویت بکنید.شما باید در کشورهای خودتان، در خطبه های نماز جمعه خودتان که برای همین مقصد نمازجمعه بپا شده است، در ادعیه خودتان، در زیارات خودتان، در هر چه رفت و آمد دارید مصالح اسلامی را طرح بکنید، مصالح اجتماعی مردم را طرح بکنید.مسائل خصوصی نگوئید، مسائل اجتماعی را بگوئید.بگذارید اگر شما این را گفتید نمازتان را تعطیل کنند، مردم عکس العمل نشان می دهند.

اگر دولتی به واسطه خطبه های نماز جمعه، نماز جمعه شما را تعطیل کنند، با عکس العمل مردم مواجه می شود و همانی است که ما می خواهیم.منتظر نشوید که یک لشکری پیدا بکنید یک اسلحه ای پیدا بکنید، جنگ نمی خواهید بکنید، شما مصالح مسلمین را می خواهید بگوئید .شما انتظار نکشید که اول قدرت پیدا بکنید بعد بگوئید.شما بگوئید تا قدرت پیدا بکنید .ایران همین کار را کرد، ایران گفت تا قدرت پیدا کرد، نه اینکه نشست تا قدرت پیدا بکند، اگر نشسته بود تا ابد هم نمی شد.در مقابل آن قدرتی که محمد رضا داشت و آن پشتیبانی ای که همه از او می کردند، علمای ایران ننشستند تا اینکه اول اجتماع پیدا کنند، بعد قیام کنند.علمای اسلام اول دعوت کردند مردم را و در هر فرصتی نترسیدند و در منبر و پائین مسجد مردم را دعوت کردند تا قدرت پیدا کردند، شما هم همین کار را بکنید.می توانید، اگر خیال کنید نمی توانید، بدانید که نخواهید توانست.به خودتان تزریق کنید که می توانید و بدانید که خواهید توانست.

هر عملی اولش فکر است.هر کاری اولش تفکر و تأمل در اطراف کار است.اگر ما در روحمان ضعف باشد، نمی توانیم کاری بکنیم، روح را قوی کنید، قلب خودتان را قوی کنید، به خدا منقطع بشوید.اینهمه ادعیه ای که وارد شده است و همه را دعوت کرده است به اینکه [توکل ] به خدا بکنید برای اینکه او مرکز قدرت است.اینهمه دعوت شده است که به کس دیگری غیر خدا متشبث نشوید، برای اینکه به شما تزریق کنند قوت را، که شما یک پشتوانه عظیم دارید و او خداست.کسی که خدا را دارد، از چه باید بترسد؟ شمایی که برای خدا بخواهید کار بکنید از چه قدرتی می ترسید؟ می ترسید که شهیدبشوید؟ شهادت ترس دارد؟ می ترسید حبس بشوید؟ حبس در راه خدا ترس دارد؟ می ترسید شکنجه بشوید؟ شکنجه در راه خدا اشکال دارد؟ ایران در راه خدا همه چیز دیده معذلک دست بر نداشت، و این روحانیون بودند که مردم را بسیج کردند و مردم متحول شدند و امروز از آن بچه کوچولوئی که تازه زبان باز کرده است تا آن پیر مردی که چند جوان از دستش رفته، یکصدا بر ضد قدرت های بزرگ صحبت می کنند و قیام کردند. «نتوانید» نگویید.هیچ وقت فکر نکنید که نمی توانید، همیشه فکر کنید که می توانید، همیشه فکر کنید که خدا با شماست، همیشه فکر کنید که اسلام شرف شماست و این اسلام باید به دست شما تقویت بشود. (۲) متأسفانه نه تنها مردم کشورها، بلکه روحانیون ممالک اسلامی اکثرا از کارآیی و نقش سازنده و تعیین کننده خود در مسایل روز و سیاست های بین المللی بی خبر هستند و متأثر از القائات و برداشت های مادی، تصور می کنند که در عصر تمدن و تکنیک و صنعت و تحولات علمی و پیشرفت های مادی، نفوذ روحانیت کم شده است و نعوذ بالله اسلام از اداره کشورها عاجز مانده است، که بحمد الله پیروزی انقلاب اسلامی ایران به رهبری روحانیت، خلاف این تصورات را ثابت نمود و علی رغم همه کارشکنی ها و سنگ اندازی ها و توطئه های شرق و غرب و حسادت و کینه توزی ایادی آنان توانمندی و اقتدار روحانیت اسلام آشکار گردید.که من از تمامی علما و متفکرین و دانشمندان اسلامی سراسر جهان دعوت می کنم که در فرصت های مناسب به کشور عزیز اسلامی ایران سفر کنند و در وضع گذشته این مملکت که نظام شاهنشاهی آن را به مملکتی غرب زده و تهی از ارزش های اسلامی مبدل ساخته بود و ایران می رفت تا پایگاهی برای اسلام زدایی و محو آثار رسالت گردد و از تاریخ تا فرهنگ و همه مظاهر اسلام نابود شود، فکر نمایند و همچنین به بررسی وضعیت کنونی بپردازند که اساس قوانین و مقررات این کشور را وحی و اسلام معین نموده است و تمامی مظاهر کفر و شرک و معاصی علنی حتی المقدور برچیده شده و علی رغم همه نغمه های شوم التقاطی ها و چپ ها و راست ها و ملی گراها که در روزهای اول پیروزی انقلاب و برای قبضه نمودن قدرت و تفکر ملت ایران از حلقوم آنان بر می خاست، خداوند بر ما منت نهاد که توطئه آنان کشف و در تمامی کشور ما قوانین و برنامه های اسلامی در حال پیاده شدن است و از میدان های نبرد و کارزار گرفته تا مراکز تحقیقات علمی، دانشگاه ها و حوزه ها و از مجالس قانونگذاری و تدوین همه مقررات کشوری و لشکری تا قوه مجریه که دست اندرکار حل و فصل بزرگترین مسایل اداری و اجرایی یک کشور بزرگ و در حال جنگ و محاصره و با جمعیتی متجاوز از پنجاه میلیون نفر است و از قوه قضاییه که مسؤولیت اجرای حدود و احکام الهی و در حقیقت بار سنگین تأمین امنیت جان و نوامیس و اموال و شخصیت یک جامعه انقلابی را به عهده دارد تا فرماندهی قوای نظامی و انتظامی که مسؤولیت امنیت مرزها و داخل کشور و خنثی نمودن صدها توطئه رنگارنگ به عهده آنان است و باید جلوی تخریب و جنایات منافقین و ضد انقلاب و اشاعه فحشا و منکرات و دزدی ها و قتل ها و مواد مخدر را بگیرند، که همه اینها با رهبری روحانیت متعهد و به برکت احکام نورانی اسلام و کتاب آسمانی پیامبر اکرم حضرت محمد بن عبد الله صلی الله علیه و آله و سلم و پیروی از ائمه هدا علیهم السلام اداره می شود و خدا را سپاس می نهیم که با تکیه بر آیات وحی و کتاب خدا توانسته ایم کشورمان را از وابستگی ها نجات دهیم.البته تا پیاده کردن تمامی احکام و مقررات اسلامی و عمل کامل در همه سطوح جامعه راه زیادی در پیش داریم ولی به یاری خداوند همچنان به تلاش و کوشش خود ادامه می دهیم و در عمل به همه غرب زدگان و شرق زدگان و خودباختگانی که از مطرح کردن شعار اسلام و اعتماد به قرآن کریم واهمه داشته اند، نشان می دهیم که چگونه می توان جامعه را از سرچشمه های معرفت کتاب خدا و هدایت اسلام عزیز سیراب نمود، که بحمد الله همه اینها از برکات و ورود علما در مسایل سیاسی و استنباط احکام در مسائل مستحدثه بوده است، که روحانیت کشور ایران فقط به خطابه و وعظ و ذکر مسائل روزمره اکتفا ننموده است و با دخالت در مهمترین مسائل سیاسی کشور خود و جهان توانسته است قدرت مدیریت روحانیت اسلام را به نمایش بگذارد و اتمام حجتی برای همه قائلین به سکوت و سازشکاران بی تعهد و علم فروشان بی عمل باشد و تعجب است که چگونه بسیاری از علما و روحانیون کشورها و بلاد اسلامی از نقش عظیم و رسالت الهی و تاریخی خود در این عصری که بشریت تشنه معنویت و احکام نورانی اسلام است غافلند و عطش ملت ها را درک نمی کنند.از التهاب و گرایش جوامع بشری به ارزش های وحی بی خبرند و قدرت و نفوذ معنوی خود را دست کم گرفته اند، که در همین شرایط پر زرق و برق حاکمیت علوم و تمدن مادی بر نسل معاصر، علما و خطبا و ائمه جمعه بلاد و روشنفکران اسلامی با وحدت و انسجام و احساس مسؤولیت و عمل به وظیفه سنگین هدایت و رهبری مردم، می توانند دنیا را در قبضه نفوذ و حاکمیت قرآن در آورند و جلوی این همه فساد و استثمار و حقارت مسلمین را بگیرند و از لانه کردن شیاطین کوچک و بزرگ و خصوصا آمریکا در ممالک اسلامی جلوگیری کنند و به جای نوشتن و گفتن لاطائلات و کلمات تفرقه انگیز و مدح و ثنای سلاطین جور و بدبین کردن مستضعفان به مسائل اسلام و ایجاد نفاق در صفوف مسلمین به تحقیق و نشر احکام نورانی اسلام همت بگمارند و با استفاده از این دریای بیکران ملت های اسلامی، هم عزت خود را و هم اعتبار امت محمدی صلی الله علیه و آله و سلم را پایدار نمایند.

آیا برای علمای کشورهای اسلامی ننگ آور نیست که با داشتن قرآن کریم و احکام نورانی اسلام و سنت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و ائمه معصومین علیهم السلام احکام و مقررات کفر در ممالک اسلامی تحت نفوذ آنان پیاده شود و تصمیمات دیکته شده صاحبان زر و زور و تزویر و مخالفان واقعی اسلام اجرا گردد و سیاست گذاران کرملین یا واشنگتن دستور العمل برای ممالک اسلامی صادر کنند؟ علمای بلاد و کشورهای اسلامی باید راجع به حل مشکلات و معضلات مسلمین و خروج آنان از سیطره قدرت حکومت های جور با یکدیگر به بحث و مشورت و تبادل نظر بپردازند و برای حفظ منافع مسلمین سینه ها را سپر کنند و جلوی تهاجم فرهنگ های مبتذل شرق و غرب را که به نابودی نسل و حرث ملت ها منتهی شده است را بگیرند و به مردم کشورهای خود آثار سوء و نتایج خود باختگی در مقابل زرق و برق غرب و شرق را بازگو نمایند و به مردم و به دولت ها خطر استعمار نو و شیطنت ابر قدرت ها که جنگ و مسلمان کشی در جهان به راه انداخته اند، گوشزد کنند.

من مجددا تأکید می کنم که دنیا امروز تشنه حقایق و احکام نورانی اسلام است و حجت الهی بر همه علما و روحانیون تمام گردیده است، چرا که وقتی جوانان کشورهای اسلامی برای دفاع از مقدسات دینی خود تا سر حد شهادت پیش رفته اند و برای بیرون کردن متجاوزان، خود را به دریای حوادث و بلا زده اند و زندان ها و شکنجه ها را به جان خریده اند و همچون مسلمانان شجاع و مبارز و عزیزان حزب الله لبنان و سایر کشورها مقاومت کرده اند و به جهاد علیه متجاوزان برخاسته اند، چه حجتی بالاتر از این و چه بهانه ای برای سکوت و مماشات و در خانه نشستن و تقیه کردن های بی مورد مانده است؟ علما و روحانیت متعهد اسلام اگر دیر عمل کنند، کار از کار می گذرد.البته ما درد تنهایی بعض از علما و متعهدینی که در شهرها و کشورهایشان در محاصره سر نیزه ها و فشار تهدیدها و حکم های نامشروع علمای سوء و درباری گرفتار آمده اند احساس می کنیم ولی به همه این عزیزان که در فشار جباران می باشند، موعظه خدا را یادآور می شویم که «ان تقوموا لله مثنی و فرادی ثم تتفکروا» ، برای خدا قیام کنید و از تنهایی و غربت نهراسید، مساجد بهترین سنگرها و جمعه و جماعات مناسب ترین میدان تشکل و بیان مصالح مسلمین می باشند.امروز دولت ها و سر سپردگان ابر قدرت ها اگر چه به جنگ جدی با مسلمانان برخاسته اند و همچون دولت هند مسلمانان بی گناه و بی پناه و آزاده را قتل عام می کنند ولی هرگز جرأت و قدرت تعطیل مساجد و معابد مسلمین را برای همیشه ندارند و نور عشق و معرفت میلیون ها مسلمان را نمی توانند خاموش کنند.در عین حال اگر آنان مساجد و محافل مذهبی و سیاسی علمای اسلام را به تعطیلی بکشانند و حتی علمای اسلام را در ملاء عام بدار کشند، خود دلیل مظلومیت اسلام و موجب توجه بیشتر مسلمانان به روحانیت و پیروی از آنان می شود.مگر نه این است که خداوند از علما پیمان گرفته است که در برابر ستم ستمکاران و ظلم جنایت پیشگان ساکت و آرام نمانند؟ مگر نه این است که علما حجت پیامبران و معصومین بر زمین هستند؟ پس باید علما و روشنفکران و محققان به داد اسلام برسند و اسلام را از غربتی که دامنگیرش شده است نجات دهند و بیش از این ذلت و حقارت را تحمل نکنند و بت سیادت تحمیلی جهانخواران را بشکنند و با بصیرت و سیاست چهره منور و پر اقتدار خود را آشکار سازند و در این راستا، دو چهره ها و روحانی نمایان و دین به دنیا فروشان و قیل و قال کنندگان را از خود و از کسوت خود برانند و اجازه ندهند که علمای سوء و تملق گویان ظلمه و ستمگران، خود را به جای پیشوایان و رهبران معنوی امت های اسلامی بر مردم تحمیل کنند و از منزلت و موقعیت معنوی علمای اسلام سوء استفاده کنند.روحانیون متعهد اسلام باید از خطر عظیمی که از ناحیه علمای مزور و سوء و آخوندهای درباری متوجه جوامع اسلامی شده است سخن بگویند، چرا که این بی خبران هستند که حکومت جابران و ظلم سران وابسته را توجیه و مظلومین را از استیفای حقوق حقه خود منع و در مواقع لزوم به تفسیق و کفر مبارزان و آزادیخواهان در راه خدا حکم می دهند، که خداوند همه ملت های اسلامی را از شرور و ظلمت این نااهلان و دین فروشان نجات دهد.

و یکی از مسائل بسیار مهمی که به عهده علما و فقها و روحانیت است، مقابله جدی با دو فرهنگ ظالمانه و منحط اقتصادی شرق و غرب و مبارزه با سیاست های اقتصاد سرمایه داری و اشتراکی در جامعه است، هر چند که این بلیه دامنگیر همه ملت های جهان گردیده است و عملا بردگی جدیدی بر همه ملت ها تحمیل شده واکثریت جوامع بشری در زندگی روز مره خود به اربابان زر و زور پیوند خورده اند و حق تصمیم گیری در مسائل اقتصاد جهان از آنان سلب شده است و علی رغم منابع سرشار طبیعت و سرزمین های حاصلخیز جهان و آبها و دریاها و جنگل ها و ذخائر، به فقر و درماندگی گرفتار آمده اند و کمونیست ها و زراندوزان و سرمایه داران با ایجاد روابط گرم با جهانخواران، حق حیات و ابتکار عمل را از عامه مردم سلب کرده اند و با ایجاد مراکز انحصاری و چند ملیتی، عملا نبض اقتصاد جهان را در دست گرفته و همه راه های صدور و استخراج و توزیع و عرضه و تقاضا و حتی نرخ گذاری و بانکداری را به خود منتهی نموده اند و با القای تفکرات و تحقیقات خود ساخته، به توده های محروم باورانده اند که باید تحت نفوذ ما زندگی کرده و الا راهی برای ادامه حیات پا برهنه ها، جز تن دادن به فقر باقی نمانده است و این مقتضای خلقت و جامعه انسانی است که اکثریت قریب به اتفاق گرسنگان در حسرت یک لقمه نان بسوزند و بمیرند و گروهی اندک هم از پرخوری و اسراف و تعیش ها جانشان به لب آید، به هر حال این مصیبتی است که جهانخواران بر بشریت تحمیل کرده اند و کشورهای اسلامی به واسطه ضعف مدیریت ها و وابستگی، به وضعیتی اسف بار گرفتار شده اند که این به عهده علمای اسلام و محققین و کارشناسان اسلامی است که برای جایگزین کردن سیستم ناصحیح اقتصاد حاکم بر جهان اسلام، طرح ها و برنامه های سازنده و در برگیرنده منافع محرومین و پا برهنه ها را ارائه دهند و جهان مستضعفین و مسلمین را از تنگنا و فقر معیشت به در آورند.البته پیاده کردن مقاصد اسلام در جهان و خصوصا برنامه های اقتصادی آن و مقابله با اقتصاد بیمار سرمایه داری غرب و اشتراکی شرق، بدون حاکمیت همه جانبه اسلام میسر نیست و ریشه کن شدن آثار سوء و مخرب آن چه بسا بعد از استقرار نظام عدل و حکومت اسلامی همچون جمهوری اسلامی ایران نیازمند به زمان باشد، ولی ارائه طرح ها و اصولا تبیین جهت گیری اقتصاد اسلام در راستای حفظ منافع محرومین و گسترش مشارکت عمومی آنان و مبارزه اسلام با زراندوزان بزرگترین هدیه و بشارت آزادی انسان از اسارت فقر و تهیدستی به شما می رود و بیان این حقیقت که صاحبان مال و منال در حکومت اسلام هیچ امتیاز و برتری از این جهت بر فقرا ندارند و ابدا اولویتی به آنان تعلق نخواهد گرفت.مسلم راه شکوفایی و پرورش استعدادهای خفته و سرکوب شده پابرهنگان را فراهم می کند.و تذکر این مطلب که ثروتمندان هرگز به خاطر تمکن مالی خود نباید در حکومت و حکمرانان و اداره کنندگان کشور اسلامی نفوذ کنند و مال و ثروت خود را به بهانه فخر فروشی و مباهات قرار بدهند و به فقرا و مستمندان و زحمتکشان افکار و خواسته های خود را تحمیل کنند، این خود بزرگترین عامل تعاون و دخالت دادن مردم در امور و گرایش آنان به اخلاق کریمه و ارزش های متعالی و فرار از تملق گویی ها می گردد و حتی بعض ثروتمندان را از این که تصور کنند که مال و امکاناتشان دلیل اعتبار آنان در پیشگاه خداست متنبه می کند.

خلاصه کلام این که بیان این واقعیت که در حکومت اسلامی بهای بیشتر و فزون تر از آن کسی است که تقوا داشته باشد، نه ثروت و مال و قدرت و همه مدیران و کارگزاران و رهبران و روحانیون نظام و حکومت عدل موظفند که با فقرا و مستمندان و پا برهنه ها بیشتر حشر و نشر و جلسه و مراوده و معارفه و رفاقت داشته باشند تا متمکنین و مرفهین، و در کنار مستمندان و پابرهنه ها بودن و خود را در عرض آنان دانستن و قرار دادن، افتخار بزرگی است که نصیب اولیاء شده و عملا به شبهات و القائات خاتمه می دهد، که بحمد الله در جمهوری اسلامی ایران، اساس این تفکر و بینش در حال پیاده شدن است.

و همچنین مسؤولین محترم کشور ایران علی رغم محاصرات شدید اقتصادی و کمبود در آمدها، تمامی کوشش و تلاش خود را صرف فقرزدایی جامعه کرده اند و همه آرمان و آرزوی ملت و دولت و مسؤولین کشور ماست که روزی که فقر و تهیدستی در جامعه ما رخت بر بندد و مردم عزیز و صبور و غیرتمند کشور از رفاه در زندگی مادی و معنوی برخوردار باشند.خدا نیاورد آن روزی را که سیاست ما و سیاست مسؤولین کشور ما پشت کردن به دفاع از محرومین و رو آوردن به حمایت از سرمایه دارها گردد و اغنیاء و ثروتمندان از اعتبار و عنایت بیشتری برخوردار بشوند، معاذ الله که این با سیره و روش انبیاء و امیر المؤمنین و ائمه معصومین علیهم السلام سازگار نیست، دامن حرمت و پاک روحانیت از آن منزه است، تا ابد هم باید منزه باشد و این از افتخارات و برکات کشور و انقلاب و روحانیت ماست که به حمایت از پابرهنگان برخاسته است و شعار دفاع از حقوق مستضعفان را زنده کرده است.از آن جا که محرومیت زدایی، عقیده و راه و رسم زندگی ماست، جهانخواران در این مورد هم ما را آرام نگذاشته اند و برای ناتوان ساختن دولت و دست اندرکاران کشور ما حلقه های محاصره را تنگ تر کرده اند و بغض و کینه و ترس و وحشت خود را در این حرکت مردمی و تاریخی تا مرز هزاران توطئه سیاسی اقتصادی ظاهر ساخته اند و بدون شک جهانخواران به همان میزان که از شهادت طلبی و سایر ارزش های ایثارگرانه ملت ما واهمه دارند، از گرایش و روح اقتصاد اسلام به طرف حمایت از پابرهنگان در هراسند و مسلم هر قدر کشور ما به طرف فقرزدایی و دفاع از محرومان حرکت کند.امید جهانخواران از ما منقطع و گرایش ملت های جهان به اسلام زیادتر می شود وروحانیت عزیز باید به این اصل توجه عمیق داشته باشند و افتخار تاریخی و بیش از هزار ساله پناهگاهی محرومان را برای خود حفظ کنند و به سایر مسؤولین و مردم توصیه نمایند که ما نباید گرایش و توجه بی شائبه محرومین را به انقلاب و حمایت بی دریغ آنان را از اسلام فراموش کنیم و بدون جواب بگذاریم.

البته پر واضح است که همه اقشار کشور ما در انقلاب سهیم و شریکند و همه برای خدا و انجام وظیفه الهی خود وارد صحنه ها شده اند و مقصد خداست و هرگز آمال بلند و الهی خود را به مسایل مادی آلوده نمی کنند و با کمبودها از میدان برد نمی روند، چرا که کسی که برای خدا جان و مال فدا می کند به خاطر شکم و دنیا از پا در نمی آید، ولی وظیفه ما و همه دست اندرکاران است که به این مردم خدمت کنیم و در غم و شادی و مشکلات آنان شریک باشیم که گمان نمی کنم عبادتی بالاتر از خدمت به محرومین وجود داشته باشد.راستی وقتی که پابرهنه ها و گودنشینان و طبقات کم در آمد جامعه ما امتحان و تقید خود را به احکام اسلامی تا سر حد قربانی نمودن چندین عزیز و جوان و بذل همه هستی خود داده اند و در همه صحنه ها بوده اند و انشاء الله خواهند بود و سر و جان را در راه خدا می دهند، چرا ما از خدمت به این بندگان خالص حق و این رادمردان شجاع تاریخ بشریت افتخار نکنیم! ما مجددا می گوییم که یک موی سر این کوخ نشینان و شهید دادگان به همه کاخ و کاخ نشینان جهان شرف و برتری دارد .

و آخرین نکته ای که در این جا ضمن تشکر از علماء و روحانیون و دولت خدمتگزار حامی محرومان باید از باب تذکر عرض کنم و بر آن تأکید نمایم، مسأله ساده زیستی و زهدگرایی علماء و روحانیت متعهد اسلام است که من متواضعانه و به عنوان یک پدر پیر از همه فرزندان و عزیزان روحانی خود می خواهم که در زمانی که خداوند بر علما و روحانیون منت نهاده است و اداره کشور بزرگ و تبلیغ رسالت انبیاء را به آنان محول فرموده است، از زی روحانی خود خارج نشوند و از گرایش به تجملات و زرق و برق دنیا که دون شأن روحانیت و اعتبار نظام جمهوری اسلامی ایران است، پرهیز کنند و بر حذر باشند که هیچ آفت و خطری برای روحانیت و برای دنیا و آخرت آنان بالاتر از توجه به رفاه و حرکت در مسیر دنیا نیست که بحمد الله روحانیت متعهد اسلام امتحان زهدگرایی خود را داده است، ولی چه بسا دشمنان قسم خورده اسلام و روحانیت بعد از این برای خدشه دار کردن چهره این مشعل داران هدایت و نور دست به کار شوند و با کمترین سوژه ای به اعتبار آنان لطمه وارد آورند که انشاء الله موفق نمی شوند . (۳) در قدیم اگر یک روحانی راجع به امور سیاسی مردم صحبت می کرد می گفتند رهایش کنید او سیاسی است، که این نوع فکر بلا اشکال از شیاطین داخل و خارج بوده است.آنها به ما باورانده بودند که روحانی باید عبایش را سر بکشد و فقط برود مسجد نمازمعمولی اش را بخواند.روحانی حق دخالت در هیچ امری را نداشت.ولی واقعیت این است که ما تابع حضرت رسول و ائمه علیهم السلام هستیم که همه امور دست آنها بود.حکومت تشکیل دادند و مردم را هدایت نمودند.بحمد الله امروز وارد مسائل سیاسی شدن دیگر عیبی ندارد، ولی باید توجه کنید که همه متوجه شما هستند، لذا زی اهل علم خودتان را حفظ کنید.درست مانند علمای گذشته ساده زندگی کنید .در گذشته چه طلبه و چه عالم بزرگ شهر زندگی شان از سطح معمولی مردم پائین تر بود و یا مثل آنها بود.امروز سعی کنید زندگی تان از زی آخوندی تغییر نکند.اگر روزی از نظر زندگی از مردم عادی بالاتر رفتید بدانید که دیر یا زود مطرود می شوید.برای اینکه مردم می گویند ببینید آنوقت نداشتند که مثل مردم زندگی می کردند، امروز که دارند و دست شان می رسد از مردم فاصله گرفتند.باید وضع مثل سابق باشد.باید طوری زندگی کنیم که نگویند طاغوتی هستیم. (۴) شما آقایان که در راه اسلام و علم قدم بر می دارید و متلبس به لباس اسلام و لباس انبیاء شده اید و متلبس به لباس روحانیت شده اید، گمان نکنید که درس خواندن بدون اینکه قرائت به اسم رب باشد برایتان فایده دارد، گاهی ضرر دارد، گاهی علم غرور می آورد، گاهی علم انسان را پرت می کند از صراط مستقیم.اینهائی که دین ساز بودند، اکثرا اهل علم بودند .اینهائی که دعوت بر خلاف واقع کردند، اکثرا از اهل علم هستند، چون علم قرائت به اسم رب نبوده است، انحراف داشته است از اول.این راه انحرافی هر چه پیش رفت، بیشتر انحراف حاصل می شود، دورتر می شود از انسانیت.چه بسا یک نفر آدم فیلسوف اعظم است به حسب نظر مردم، فقیه اکرم است به حسب نظر مردم، همه چیز می داند.انبار معلومات است لکن چون قرائت به اسم رب نبوده است از صراط مستقیم دور شده است و از همه دورتر.هر چه انبار زیادتر و زرش زیادتر، هر چه انبار بزرگتر و زر و ظلماتش بیشتر، «ظلمات بعضها فوق بعض» .

گاهی علم ظلمت است، نور نیست.آن علمی که شروع بشود به اسم رب، نور هدایت دارد.این علمی که برای این است که یاد بگیرد، آن خوبش این است که می خواهد یاد بگیرد و الا می خواهم مسند بگیرم، می خواهم امام جماعت بشوم، می خواهم اهل منبر بشوم، می خواهم مقبول عامه باشم، مقبول مردم باشم، انحراف است، اینها انحرافات است و همه دقیق. «صراط مستقیم» به حسب وصفی که شده است باریکتر از موست بسیار دقیق است.چه بسا انسان یک عمر در ریا بوده و خودش نفهمیده، یک عمر هر عملی کرده ریا بوده است و نفهمیده خودش.ریاست اینقدر دقیق است که خود آدم هم نمی فهمد. (۵) لازم است طبقات محترم روحانی و دانشگاهی، با هم احترام متقابل داشته باشند.جوانان روشنفکر دانشگاه ها به روحانیت و روحانیون احترام بگذارند.خداوند تعالی آنها را محترم شمرده و اهل بیت وحی، سفارش آنها را به ملت فرموده اند.روحانیت قدرت بزرگی است که با از دست دادن آن خدای نخواسته پایه های اسلام فرو می ریزد و قدرت جبار دشمن، بی معارض می شود .

مطالعات دقیق اجانب استثمارگر در طول تاریخ به آن رسیده که باید این سد شکسته شود و تبلیغات دامنه دار آنها و عمال آنها در چند صد سال، موجب شده که مقداری از روشنفکران را از آنها جدا و به آنها بدبین کنند تا جبهه دشمن، بی معارض شود.اگر احیانا در بین آنها کسانی بی صلاحیت خود را جا بزنند، لکن نوع آنها در خدمت هستند، به حسب اختلاف موقف و خدمت آنها ملت را پای بند اصول و فروع دیانت نموده، برغم اجانب و عمال آنها باید این قدرت را تأیید و حفظ نمود و با دیده احترام نگریست.چنانچه روحانیون محترم باید به طبقه جوان روشنفکر که در خدمت اسلام و کشور اسلامی است و به همین جهت مورد حمله عمال اجانب است، احترام گذاشته آنها را چون فرزندانی عزیز و برادرانی ارجمند بدانند و این قدرت بزرگ که مقدرات، خواه ناخواه در دست آنها خواهد افتاد.از دست ندهند و از تبلیغات سوئی که بر ضد آنها در این چند صد سال شده و آنها را در نظر بعضی طور دیگر جلوه داده اند تا از تفرقه استفاده هر چه بیشتر برند، احتراز کنند و کسانی را که جهلا یا از سوء نیت موجب دور نگه داشتن این طبقه مؤثر است از روحانیت، از خود برانند و به آنها اجازه ایجاد تفرقه ندهند و مطمئن باشند که با ضم این دو قدرت بزرگ پیروزی به دست می آید و با جدائی روی آن را نخواهند دید. (۶) به جامعه محترم روحانیت خصوصا مراجع معظم وصیت می کنم که خود را در مسائل جامعه خصوصا مثل انتخاب رئیس جمهور و وکلاء مجلس کنار نکشند و بی تفاوت نباشند.همه دیدید و نسل آتیه خواهد شنید که دست سیاست بازان پیرو شرق و غرب، روحانیون را که اساس مشروطیت را با زحمات و رنجها بنیان گذاشتند از صحنه خارج کردند و روحانیون نیز بازی سیاست بازان را خورده و دخالت در امور کشور و مسلمین را خارج از مقام خود انگاشتند و صحنه را به دست غرب زدگان سپردند و به سر مشروطیت و قانون اساسی و کشور و اسلام آن آوردند که جبرانش احتیاج به زمان طولانی دارد. (۷) از اول که در این مسائل بودیم و کم کم آثار پیروزی داشت پیدا می شد، در مصاحبه هائی که کردم، چه با کسانی که از خارج آمدند، حتی در نجف و در پاریس و چه در حرف هائی که خودم زدم، این کلمه را گفته ام که روحانیون شغل شان یک شغل بالاتر از این مسائل اجرائی است و اگر چنانچه اسلام پیروز بشود، روحانیون می روند سراغ شغل های خودشان، لکن وقتی که ما آمدیم و وارد در معرکه شدیم دیدیم که اگر روحانیون را بگوئیم همه بروید سراغ مسجدتان، این کشور به حلقوم آمریکا یا شوروی می رود.ما تجربه کردیم و دیدیم که اشخاصی که در رأس واقع شدند و از روحانیون نبودند، در عین حالی که بعضی شان هم متدین بودند، از باب اینکه آن راهی که ما میخواستیم برویم و آن راهی که مستقل باشیم و با نان جو خودمان بسازیم و زیر فرمان قدرت های بزرگ نباشیم، آن راه، با سلیقه آنها موافق نبود.و لهذا چون آنجا دیدیم که ما نمی توانیم در همه جا یک افرادی پیدا بکنیم که صد در صد برای آن مقصدی که این ملت ما برای آن، جوان هاشان را دادند و اموالشان را دادند، نمی توانیم پیدا بکنیم، ما تن دادیم به اینکه رئیس جمهورمان از علما باشد و گاهی نخست وزیرمان هم همین طور.و در جاهای دیگر هم که قبلا گفته بودیم، بنا نداریم اینطور باشد و الان هم عرض می کنم هر روزی که ما فهمیدیم که این کشور را یک دسته از افرادی که روحانی نیستند، به آنطوری که خدای تبارک و تعالی فرموده است، اداره می کنند، آقای خامنه ای تشریف می برند سراغ شغل روحانی بزرگ خودشان و نظارت بر امور و سایر آقایان هم همین طور.ما اینطور نیست که هر جا یک کلمه ای گفتیم و دیدیم مصالح اسلام، حالا ما آمدیم دیدیم اینجوری نیست، اشتباه کرده بودیم، بگوئیم ما سر اشتباه خودمان باقی هستیم.ما هر روزی فهمیدیم که این کلمه ای که امروز گفتیم اشتباه بوده و قاعده اش این است که یک جور دیگر عمل بکنیم، اعلام می کنیم که آقا این را ما اشتباه کردیم، باید اینجوری بکنیم.ما دنبال مصالح هستیم، نه دنبال پیشرفت حرف خودمان.

ما از حرفی که در مصاحبه ها گفتیم، عدول کردیم و موقتا تا آنوقتی که این کشور را به غیر روحانی می تواند اداره کند، آقایان روحانیون به ارشاد خودشان و به مقام خودشان بر می گردند و محول می کنند دستگاه های اجرائی را به کسانی که برای اسلام دارند کار می کنند و تا مسأله اینطور است که ابهام پیش ما هست، احتمال هست.اگر در یک میلیون احتمال، یک احتمال ما بدهیم که حیثیت اسلام با بودن فلان آدم یا فلان قشر در خطر است.ما مأموریم که جلویش را بگیریم، تا آنقدری که می توانیم.هرچه می خواهند به ما بگویند، بگویند که کشور ملایان، حکومت آخوندیسم و از این حرفهائی که می زنند، و البته این هم یک حربه ای است برای اینکه ما را از میدان به در کنند.ما نه، از میدان بیرون نمی رویم. (۸)

سئوال: گفته شده است که اصلاحات ارضی شاه، روحانیونی را که دومین طبقه زمینداران بزرگ را تشکیل می داده اند (نیویورک تایمز ۱۱ دسامبر) صدمه زده است و این یکی از دلایلی است که شما با شاه مخالفت می کنید، آیا این مطلب صحیح است؟ پیش از سال ۱۹۶۲ چند درصد از زمین های زراعتی را افراد مذهبی اداره می کرده اند؟ آیا پس از رفتن شاه، عوامل مذهبی دوباره اداره زمین ها را به عهده خواهند گرفت؟ کشاورزی دولتی که مورد تأیید شما باشد چه خواهد بود؟ آیا مکانیزه کردن کشاورزی جایگزین کار یدی خواهد شد؟ در این صورت، این ماشین های کشاورزی از کجا تهیه خواهد شد؟

جواب: به طور کلی هیچ یک از روحانیون مخالف شاه از زمینداران بزرگ نمی باشند تا اصلاحات ارضی شامل زمین های آنها بشود و من هم اعلام کرده ام که چون زمینداران بزرگ مالیات های اسلامی خود را نپرداخته اند، ما زمین ها را از رعایا پس نخواهیم گرفت و مخالفت من و سایر روحانیون با شاه هرگز بدین خاطر نبوده است و این هم از تبلیغات سوء شاه است که دیگر رنگ خود را باخته است. (۹) علمای اسلام موظفند با انحصار طلبی و استفاده های نامشروع ستمگران مبارزه کنند و نگذارند عده کثیری گرسنه و محروم باشند و در کنار آنها ستمگران غارتگر و حرامخوار در ناز و نعمت بسر ببرند. (۱۰) علمای اصیل اسلام هرگز زیر بار سرمایه داران و پول پرستان و خوانین نرفته اند و همواره این شرافت را برای خود حفظ کرده اند و این ظلم فاحشی است که کسی بگوید دست روحانیت اصیل طرفدار اسلام ناب محمدی با سرمایه داران در یک کاسه است. (۱۱) این وظیفه مأمورین الهی است که در دنیا آمده اند برای آنکه بشر را از این عالم به عالم بالا ببرند و یک وظیفه هم روحانیین ملت ها دارند، روحانیین مسیح، روحانیون مسلم، روحانیون یهود، همه روحانیون.و آن وظیفه تبعیت تام از پیغمبرها و از آنهائی که آمدند برای تربیت بشر و برای صلح و صفا بین تمام افراد بشر.روحانیون در مرتبه اول واقعند برای تحقق دادن به آرمان های انبیا که همان وحی الهی است.روحانیون یک وظیفه الهی دارند که این وظیفه الهی بالاتر از آن وظایفی است که سایر مردم دارند.یک مسؤولیت الهی دارند.روحانیون مسؤولند در مقابل پیامبران و در مقابل خدای تبارک و تعالی مسؤولند که تعلیمات انبیا را به مردم برسانند و دست مردم را بگیرند و از این گرفتاری ها که دارند نجات بدهند.مردم دنیا امروز مبتلا هستند به قدرت های بزرگ و به قدرت هائی که شیطانی هستند و در مقابل انبیاء بزرگ ایستادند و نمی گذارند تعلیمات انبیا تحقق پیدا بکند.روحانیت مسیح یک خصوصیت زیادی دارد و آن اینکه قدرت های بزرگ مسیحی هستند، مدعی مسیحیت هستند و آن قدرت های بزرگند که در دنیا بر خلاف تعلیمات خدای تبارک و تعالی که به همه انبیا تعلیم فرموده است و بر خلاف تعلیمات عیسی مسیح عمل می کنند.روحانیت مسیح موظف است به حسب تعلیمات مسیح و به حسب تعلیم خدای بزرگ که با این قدرت هائی که بر خلاف مسیر انبیا و بر خلاف مسیر مسیح رفتار می کنند مبارزه معنوی بکنند، آنها را ارشاد بکنند به ملت مسیح، هدایت کنند ملت مسیح را که تبعیت از این قدرت هائی که بر ضد مسیح هست نکنند. (۱۲)

پی نوشت ها:

۱ پیام امام خمینی به مناسبت سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی صحیفه نور جلد ۱۹ ص ۱۰۲ تاریخ: ۲۲/۱۱/ ۶۳

۲ بیانات امام خمینی در جمع میهمانان دومین کنگره جهانی ائمه جمعه و جماعات صحیفه نور جلد ۱۸ ص ۲۷۸ ۲۷۶ تاریخ: ۲۳/۲/ ۶۳

۳ پیام امام به زائران بیت الله الحرام صحیفه نور جلد ۲۰ ص ۱۳۰ ۱۲۵ تاریخ: ۶/۵/ ۶۶

۴ بیانات امام خمینی در جمع اعضای شورای مرکزی ائمه جمعه استان تهران صحیفه نور جلد ۱۷ ص ۲۶۲ تاریخ: ۴/۳/ ۶۲

۵ بیانات امام خمینی در دیدار با روحانیون حوزه علمیه قم صحیفه نور جلد ۷ ص ۲۲۶ ۲۲۵ تاریخ: ۷/۴/ ۵۸

۶ پاسخ امام خمینی به اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشجویان در اروپا صحیفه نور جلد ۲ ص ۲۰ تاریخ: ۲۴/۱۱/ ۵۶

۷ وصیت نامه الهی سیاسی حضرت امام (س) صحیفه نور جلد ۲۱ ص ۱۸۶ تاریخ تحریر: ۲۶/۱۱/۶۱ تاریخ قرائت: ۱۵/۳/ ۶۸

۸ بیانات امام خمینی در جمع گروهی از روحانیون صحیفه نور جلد ۱۶ ص ۲۱۲ ۲۱۱ تاریخ : ۳۰/۳/ ۶۱

۹ مصاحبه امام خمینی با دکتر جیم کوکلر رفت استاد دانشگاه روتکرز آمریکا صحیفه نور جلد ۴ ص ۱۰۵ تاریخ: ۷/۱۰/۵۷ (پاریس نوفل لوشاتو)

۱۰ ولایت فقیه ص ۴۴ ۴۳

۱۱ پیام امام خمینی خطاب به مراجع و روحانیون سراسر کشور صحیفه نور جلد ۲۱ ص ۹۰ تاریخ : ۳/۱۲/ ۶۷

۱۲ بیانات امام خمینی در دیدار با چند کشیش امریکایی و الجزایری صحیفه نور جلد ۱۱ ص ۹۲ تاریخ: ۴/۱۰/ ۵۸

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.